مطالعۀ معناشناختی اجمال و تبیینِ قرآن کریم با رویکرد روایی
نویسندگان
1 دانشیار گروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه تهران
2 دانشآموخته علوم قرآن و حدیث دانشگاه تهران
doi
10.22067/jquran.2023.79547.1475چکیده
«مجمل و مبین» بهمثابهٔ دو وصف از اوصاف قرآن کریم، موضوعی کهن و پرسشبرانگیز در شناخت کتاب آسمانی مسلمانان است و عدمتلقی صحیح از آن، سبب ورود ایرادهایی چون وجود ابهام ذاتی یا نقص در کلام خدا میشود. از اینرو، مطالعه و شناخت مبنا و کارکرد اجمال و تبیین قرآن از اهمیتی ویژه برخوردار است.با بررسی واژهشناختی و مطالعهٔ سیر تطور و شکلگیری اصطلاح مجمل از معنای لغوی تا تقابل آن با اصطلاح مبیَّن و بهکمک آموزههای دینی و مبانی معناشناسی، به معرفی تلقی صحیح از اجمال، تبیین و تفسیر قرآن کریم میپردازیم. برایناساس، اجمال در قرآن مجید صرفاً بهمعنای موجز و فشردهبودن کلامالله، در عین کاملبودن و تمامیت دلالتهای آن بر معانی پذیرفتنی است؛ نه غیرواضح یا ناقصبودن آن. مراد از تفسیر قرآن نیز کشف معنای آیات توسط مخاطبان یا ایضاح دلالت آیات برای مستمعان است و منظور از تبیین، توضیح معنا برای مستمعانی است که معنای کلام را بهدلیل رفعت معنا یا فقدان بافتِ موقعیتی آن در نمییابند. برای نخستینبار، با تفکیک میان مخاطبانِ خاص هر دسته آیات و مستمعانِ پسین نشان میدهیم که آیات مجمل و موجز قرآن در اصل برای مخاطبان خاص خود، واضح، تام و مبیَّن بوده است اما همین آیات ممکن است برای مستمعانِ پسین، غیرواضح جلوه نماید و آنان را به پرسش از عالمان قرآن(ع) سوق دهد؛ چهاینکه ایشان با احاطهٔ علمی خود میتوانند مورد، مصداق و معنای تمام آیات مجمل و موجز قرآن را برای مستمعان تفسیر و تبیین کنند.