بررسی نقش مولفههای حکمرانی خوب بر تفکیک سطوح سناریوهای محتمل پذیرش فناوریهای مدیریت مصرف آب در استان اصفهان
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری گروه ترویج و آموزش کشاورزی، دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه تهران
2 گروه ترویج و آموزش کشاورزی، دانشگاه تهران
3 استاد گروه ترویج و آموزش کشاورزی، دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه تهران،
4 دانشکده مدیریت دولتی و علوم سازمانی، دانشگاه تهران
doi
10.22059/jnrg.2026.410642.1091چکیده
بحران فزاینده کمآبی در مناطق خشک و نیمهخشک، بهویژه در بخش کشاورزی، ضرورت گذار به فناوریهای مدیریت مصرف آب را به یکی از اولویتهای اصلی سیاستگذاری تبدیل کرده است. با این حال، شواهد نشان میدهد که پذیرش این فناوریها صرفاً تابع عوامل فنی یا اقتصادی نبوده و بهشدت تحت تأثیر کیفیت حکمرانی و بسترهای نهادی قرار دارد. این پژوهش با هدف بررسی نقش مؤلفههای حکمرانی خوب در تفکیک سطوح سناریوهای محتمل پذیرش فناوریهای مدیریت مصرف آب، استان اصفهان را بهعنوان یکی از بحرانیترین حوضههای آبی کشور مورد مطالعه قرار داده است. پژوهش حاضر با رویکردی کمی و سناریومحور انجام شده و دادهها از طریق پرسشنامههای ساختاریافته متشکل از ۱۲۰ نفر از خبرگان، کارشناسان و فعالان حوزه کشاورزی و شرکتهای دانش بنیان در حوزه فناوریهای آبیاری هوشمند گردآوری شده است. برای تحلیل دادهها از مدل رگرسیون لجستیک چندجملهای بهمنظور تفکیک سطوح مختلف پذیرش فناوری در پنج سناریوی سیاستی شامل حمایت مالی و یارانهها، آموزش و دسترسی به اطلاعات، ریسکپذیری و تضمین نتیجه، تعاملات اجتماعی و فشار همسالان، و قوانین و نظارت دولتی استفاده شده است. نتایج نشان میدهد که اثر مؤلفههای حکمرانی خوب بر پذیرش فناوری، ماهیتی ناهمگن و وابسته به سناریو دارد. در شرایط حکمرانی نامطلوب، اغلب مؤلفهها توان تفکیک معنادار سطوح پذیرش را ندارند و رفتار کشاورزان همگرا میشود. در مقابل، با بهبود تدریجی کیفیت حکمرانی، نقش مؤلفههایی مانند همکاری و مشارکت، قوانین و مقررات، دسترسی به اطلاعات، فرهنگسازی و پشتیبانی فنی در سطوح مختلف پذیرش برجسته میشود. یافتهها همچنین نشان میدهد که برخی ابزارها، مانند آموزش یا پشتیبانی فنی، در غیاب سازوکارهای حمایتی مکمل، میتوانند حتی اثر بازدارنده بر پذیرش فراگیر داشته باشند. در مجموع، نتایج این پژوهش تأکید میکند که گذار به فناوریهای مدیریت مصرف آب نه از طریق مداخلات منفرد، بلکه با طراحی بستههای سیاستی یکپارچه، مرحلهمند و متناسب با سطوح مختلف پذیرش امکانپذیر است.