پارادایم حاکم بر اندیشه اشعری در مؤلفه اعجاز
نویسندگان
1 استادیار دانشکده حقوق و الهیات، دانشگاه شهید باهنر کرمان، کرمان، ایران
2 دانش آموخته کارشناسی ارشد گروه علوم قرآ ن وحدیث، دانشگاه شهید باهنر کرمان، کرمان، ایران
3 استادیار دانشکده حقوق و الهیات، دانشگاه شهید باهنر کرمان، کرمان، ایران
doi
10.22067/jquran.2021.69961.1094چکیده
یکی از مسائل دانش کلام اسلامی بررسی ماهیت و چیستی کلام الهی است و راجع به این مقوله از قرن دوم هجری نظریاتی توسط متکلمان اسلامی شکل گرفته است. یکی از نظریات مطرح در این حوزه را متکلمانی مطرح کردند که با الگوگیری از فلسفهٔ افلاطونی و ایدهٔ عالم مثال، برای کلام الهی جنبهای مثالی و خارج از عالم ماده در نظر گرفتهاند. این تبیین فلسفی پس از نظریهپردازیهایی که معتزله از آن ارائه دادند درنهایت در قرن چهارم توسط ابوالحسن اشعری تأیید و در مقولهٔ فرعی بحث کلام الهی؛ یعنی اعجاز، به نظریهٔ کلام نفسی بدل شد.این جستار بر طبق مبانی تاریخ علم و اندیشه درصدد بررسی تاریخی زمینههای شکلگیری، سیر تحول و تطور اندیشهٔ کلام نفسی بهعنوان اندیشهای فلسفی است. روش پژوهش بر اساس الگوی پارادایمی توماس کوهن است و نتیجهٔ حاصل از آن نشاندهندهٔ این مطلب است که متکلمان معتزلی پس از آشنایی با الگوهای تفکر افلاطونی با بهکارگیری آنها، تبیینی فلسفی از وجود مثالیِ قرآن کریم ارائه کردند تا اینکه ابوالحسن اشعری در پارادایمی ویژه، خوانشهای دینی از فلسفهٔ افلاطونی را به کار بست و در تقابل پارادایمی اهل حدیث و اهل کلام، به نظریهٔ کلام نفسی در اعجاز قرآن کریم دست یافت.