تحلیل وابستگی ساختاری بین بازارهای رمزارز و بورس اوراق بهادارِ تهران: رویکرد ترکیبی تجزیه مود متغیر و کاپولا (VMD- Copula)

نویسندگان

1 دانشیار گروه اقتصاد، دانشکدۀ اقتصاد و مدیریت، دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران

2 دانشیار گروه اقتصاد، دانشکدۀ اقتصاد و مدیریت، دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران

3 دانشجوی دکتری علوم اقتصادی (اقتصاد مالی)، دانشکدۀ اقتصاد و مدیریت، دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران

4 دانشیار گروه اقتصاد، دانشکدۀ اقتصاد و مدیریت، دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران

doi
10.22034/24.2.321
چکیده

هدف اصلی این مطالعه، بررسی وابستگی ساختاری بین بازدهی بازارهای رمزارز و شاخص بورس اوراق بهادارِ تهران با استفاده از داده‏های روزانه طی دورۀ 8 آگوست 2015 تا 21 فوریه 2023 است. این مطالعه روش تجزیه حالت متغیر (VMD) و انواع مختلف توابع کاپولای متقارن و نامتقارن را برای بررسی ساختار وابستگی بین بازارهای رمزارز و شاخص بورس در افق‌های متفاوت سرمایه‌گذاری ترکیب می‌کند. در مدل‏سازی توزیع‌های حاشیه‌ای از الگوهای FIGARCH-GED استفاده شده است. نتایج مطالعه حاکی از آن است که بین بازدهی رمزارز بیت‌کوین و شاخص بورس ایران با استفاده از تابع کاپولای ارشمیدسی هیچ‌گونه وابستگی ساختاری چه در کوتاه‌مدت و چه در بلندمدت وجود ندارد. نتیجه بیانگر این است که بازار رمزارزها از طبقۀ اصلی دارایی‌های مالی و اقتصادی جدا شده‌اند و مزایای متنوعی را برای سرمایه‌گذاران ارائه می‌دهند. همچنین از توابع(CVine-Copula) که در ادبیات مالی یکی از کاراترین روش‌های بررسی ساختار وابستگی می‌باشد، استفاده شده است. وابستگی ساختاری با استفاده از توابع کاپولای واین به نسبت توابع کاپولای ارشمیدسی توانایی بهتری در شناسایی وابستگی ساختاری بین بازدهی رمزارزها و شاخص‌ بورس در ایران دارد. براساس یافته‌های تحقیق، بین بازدهی رمزارز بیت‌کوین و شاخص سهام به شرط رشد قیمت رمزارز اتریوم، کاپولای کلایتون به‌عنوان مدل مناسب توضیح‌دهندۀ همبستگی انتخاب شده است که بیانگر اثرات نامتقارن بوده و وابستگی بیشتری در دنباله چپ وجود دارد. یافته‌های مطالعه نشان‌دهندۀ نقش مهم رمزارزها در سبد سرمایه‌گذاران است، زیرا به‌عنوان گزینۀ متنوعی برای سرمایه‌گذاران عمل می‌کنند و طبقه دارایی سرمایه‌گذاری جدیدی هستند.