مطالعات تفسیری قرآن کریم در ایران معاصر؛ جریانها و رویکردها
نویسندگان
1 دانشیار پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
doi
10.22067/jquran.2021.72262.1172چکیده
مطالعات تفسیری در ایران در بازة زمانی چهار دهة پس از تأسیس جمهوری اسلامی گسترش قابل ملاحظهای داشته است. این جستار با تحلیل شرایط تاریخی و اجتماعی این دوران و گفتمانهای موجود به جریانشناسی مطالعات تفسیری اهتمام داشته و در فضای فرهنگی ایران دو جریان تفسیری را شناسایی کرده که هر یک به نوبه خود طیفهای مختلفی را در خود گنجاندهاند. جریان تفسیری نخست، جریانی است مبتنی بر گفتمان این همانی دیانت و سیاست است که به مؤلفههای این گفتمان یعنی ضرورت دخالت روحانیت در سیاست، ولایت فقیه و جامعیت احکام قرآنی باور دارد و با توجه بدانها به تفسیر قرآن اهتمام نموده است. جریان دوم، جریانی است که بدون لحاظ و سوگیری نسبت به گفتمان این همانی دیانت و سیاست و مؤلفههای آن به تفسیر قرآن مبادرت کرده است. چارچوب نظری این پژوهش نظریه هرمنوتیک دریافت) (reception theory است که به نقش مفّسر و شرایط تاریخی و سیاسی وی در تفسیر متن اهمیت میدهد. در جریان تفسیری همسو با گفتمان این همانی دیانت و سیاست، تفاسیری با رویکردهای فلسفی و عقلگرایانه، اجتماعی و نیز واعظانه تألیف شدهاند. در جریان غیر همسو، طیفهای مختلف مفسّران سنتّی، سنتی نوگرا، قرآنبسنده، علمینگر، اخلاقی، تربیتی و هرمنوتیکی مدرن گرد آمدهاند.