تحلیل انتقادی برداشتهای گروه فرقان از نهجالبلاغه
نویسندگان
1 دانشجوی مقطع دکتری دانشگاه میبد
2 استادیار دانشگاه میبد
3 دانشیار دانشگاه میبد
doi
10.22067/jquran.2021.69496.1080چکیده
در دهههای قبل و پس از انقلاب اسلامی، احزاب و گروههای بسیاری پدید آمدند که برای عضوگیری از مردم ایران، لازم بود ایدئولوژی خاصی را تهیه و ارائه کنند. بخش معتنابهی از این گروهها، یا مدعی بودند همه مبانی خود را از دین گرفتهاند و یا آنکه در کنار دیگر منابع، به آموزههای مذهبی نیز توجه داشتهاند. یکی از این احزاب، گروه فرقان بود که بیش از همه، چهره خشونتبارش در ترورها در ذهن متبادر میشود و کمتر به مبانی فکری آنها پرداخته شده است. در اعتقادنامه این گروه با نام خودخوانده «ایدئولوژی توحیدی»، بیش از همه از آیات قرآن استفاده شده است. در رتبه بعد، این سخنان حضرت علی(ع) بود که بسیار بدان استناد میشد تا جایی که این ضرورت به نگارش شرحی به نام «فروغ نهجالبلاغه» انجامید. حال این نوشتار که به روش توصیفی ـ تحلیلی سامان یافته، تلاش میکند نگرش فرقانیسم به نهجالبلاغه را مورد مداقه قرار داده، مهمترین نقدهای وارد بر آن را نشان دهد. مروری بر آثار رهبران این گروه نشان میدهد نهتنها تأویل گزارههای سیاسی ـ اجتماعی، بلکه مفاهیم اعتقادی و اخلاقی نیز سرلوحه فعالیت آنها بوده است. نتایج نشان میدهد مهمترین نقدها به استنباطهای این گروه، تسلط رویکرد کارکردگرایی و بیتوجهی به اصول و قواعد فقهالحدیث است.