تحلیل مفهومی واژۀ نور در قرآن بر پایۀ الگوهای شناختی استعارۀ مفهومی و استعارۀ زنجیری دونگاشتی
نویسندگان
1 استادیار گروه زبانشناسی دانشگاه فردوسی مشهد
2 دانشیار گروه معرفتشناسی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی
3 دانشآموخته دکتری زبانشناسی دانشگاه فردوسی مشهد
4 استادیار دانشگاه فردوسی مشهد
doi
10.22067/jquran.2021.61530.0چکیده
یکی از مشخصههای مشترک متون دینی و مذهبی بسامد بالای مفاهیم انتزاعی و متافیزیک در آنهاست. این متون از استعارههایی سرشارند که بین حوزههای مفهومی انتزاعی و ناشناخته و حوزههای ملموس و آشناتر پیوند برقرار میکنند. یافتههای زبانشناسان شناختی نشان میدهد که برقراری این پیوند موجب سهولت در درک مفاهیم انتزاعی و ناشناخته میشود. در این پژوهش با اتخاذ رویکرد معنیشناسی شناختی و با استفاده از دو الگوی شناختی نظریۀ استعاره مفهومی و استعاره زنجیری دونگاشتی، کاربرد استعاری واژۀ نور در قرآن بررسی شد. مصداقهای این واژه با استفاده از آرای مفسران در ده تفسیر قرآن به قرآن، عقلی، عرفانی، روایی و ادبی مشخص شدند. نتایج این بررسی نشان میدهد که از 43 واژۀ نور به کار رفته در قرآن، 40 مورد آن به صورت استعاری به کار رفته است. با توجه به مصداقهای متعدد مطرح شده در تفاسیر بررسی شده، 63 استعاره مفهومی با حوزۀ مبدأ نور شناسایی شدند که خردهاستعارههای چندین کلان استعاره در سه سطح هستند. علاوه بر آن، هفت مورد استعاره دونگاشتی نیز شناسایی شدند که در آنها واژۀ نور، در یک مفهومسازی چندوجهی، هم به عنوان حوزۀ مبدأ و هم به عنوان حوزۀ مقصد به کار رفته است.