نقش کنشهای گفتاری و راهبردهای کلام در تبیین آیات داستان موسی(ع)
نویسندگان
1 دانشیار دانشگاه اصفهان
2 دانشجوی دکتری دانشگاه اصفهان
doi
10.22067/jquran.2022.61491.0چکیده
از عوامل موثر در فهم کارگفتهای قرآنی، مقتضای حال متکلّم و مخاطب و قصد مخاطبه است. نظریه «کارگفت» از «سرل» در دانش کاربرد شناسی با عناوینی چون: اغراض ثانویه و اغراض ادبی در علم معانی مطابقت دارد. سرل اثرات این کار گفت را به «اثرات در گفته» و «اثرات با گفته» تقسیم کرده است. «اثرات با گفته» نتیجه جانبی برآمده از مجموع کارگفتهاست. کارگفتهای غیر مستقیم به اطلاعات پس زمینهای مشترک میان متکلم و مخاطب نیاز دارد که از جنس زبان و غیر زبان است و مخاطب با تکیه بر عقلانیت حاکم بر ارتباط کلامی خود، مخاطبه و مفاهیم نهفتۀ درون آن را استنباط میکند. استفاده متکلم از بیان غیرمستقیم با مفهوم ادب گفتاری، جایگاه مهمی دارد. پژوهش حاضر بر اساس بافت موقعیتی آیات با روش توصیفی_تحلیلی به برخی کارگفتهای مستقیم و غیرمستقیم میپردازد. برخی از کنشها عبارتند از کنش توصیفی، عاطفی و اعلامی که در مخاطبههای فرعون، موسی و ساحران با راهبردهای کلام وجود دارد. برای نمونه زمانی که فرعون قصد دارد در یک مخاطبه عمومی، دعوت الهی موسی را تخریب نماید، از ساحران یاری جسته و با راهبرد ایجابی، کنش ترغیبی را جهت توانمندی سحر آنها بهکار میبرد و منتظر اثرات با گفته مورد انتظار خویش است؛ ولی به یکباره پس از انجام معجزه موسی، ساحران کنش عاطفی خویش را به سوی خدای یگانه ابراز میکنند و کنشهای تهدیدی او را با راهبرد صراحت کلام و اعلام ایمان به خدای واحد پاسخ میدهند و هیچ اثر «با گفتهای» مطابق انتظار فرعون نشان نمیدهند.