مطالعۀ انتقادی نظریۀ معناشناسی مستقل فرازهای قرآنی
نویسندگان
1 دانش آموختۀ دکتری دانشگاه تهران
2 استاد دانشگاه تهران
doi
10.22067/jquran.2021.67804.1010چکیده
درک صحیح معنای هر جمله و فراز قرآنی، متوقف بر درک مجموع قرائن پیوسته و سیاق آیات است؛ چنانکه در محاورات عرفی نیز کشف مقصود گوینده از هر جمله، متوقف بر درک مجموع قرائن است. این درحالی است که برخی در خصوص قرآن کریم ادعا کردهاند که افزون بر معنای درونسیاقی برای هر فراز قرآنی، معنایی فراسیاقی نیز در هر فراز وجود دارد که با جدا کردن آن فراز از سیاق و سایر قرائن، به دست میآید. بر اساس این دیدگاه، انبوه معانی از فرازهای تقطیعشدۀ قرآن کریم قابل استخراج خواهد بود که انتساب آنها به قرآن کریم به عنوان مقاصد الهی، بیانگر ضرورت ارزیابیِ اعتبار این ادعاست. بر اساس تحقیق انجام شده، تنها آن دسته از معانی فراسیاقی که در چارچوب دلالتهای زبانی و ضوابط عقلائی تعمیم قرار داشته باشند، معتبر دانسته میشود که البته اعتبار اینگونه دلالتها، به قرآن کریم اختصاص ندارد و در همۀ متنها و سخنان بشری، معتبر شناخته میشود؛ اما معانی فراسیاقی بیضابطه و ناشی از تقطیع یک فراز و آیه از جایگاه خود، فاقد اعتبار علمی و شرعی دانسته میشود؛ چنانکه اینگونه معانی، در متنها و سخنان بشری نیز بیاعتبار به شمار میآیند. ارزیابی دلایل مطرح شده برای نظریۀ معناشناسی مستقل فرازهای قرآنی نیز گواه این حقیقت است که این ادله، نسبت به معانی فراسیاقی بیضابطه، توان اثبات مدعا را ندارند.