مقایسه تطبیقی تفسیر ساختاری با نقد فرمالیستی
نویسندگان
1 استادیار دانشگاه شهید باهنر کرمان
2 دانش آموخته کارشناسی ارشد دانشگاه شهید باهنر کرمان
3 استادیار دانشگاه شهید باهنر کرمان
doi
10.22067/jquran.2021.67244.0چکیده
بحث دربارۀ روش تفسیر و بوطیقا از جمله حوزههای جذاب مطالعات ادبی دانشگاهی در دوره معاصر بوده و مکاتب بسیاری در این حوزه پا به عرصه وجود نهادهاند. از اولین مکاتب نقد ادبی در دورۀ معاصر، میتوان به مکتب فرمالیسم اشاره کرد که کشف معنای متن را مرهون شناخت فرم اثر و غرض آن میداند؛ همچنین بخشی از مطالعات تفسیری راجع به قرآن کریم، دربارۀ شیوه خوانش و تفسیر این متن آسمانی است و در این راستا مفسران اسلامی روشهای چندی را آزموده و معرفی کردهاند. یکی از این روشها که در دهۀ حاضر بسامد چشمگیری در عرصه مطالعات قرآنی یافته است، روش تفسیر ساختاری است. این روش که معنای سوره را مرهون غرض آن میداند، میکوشد با تحلیل ساختار سوره، به غرض آن دست یافته و معنای سوره را کشف کند. از آنجا که بخشی از بررسی علمی یک نظریه از گذر مقایسۀ آن با دیگر نظریات علمی صورت میپذیرد، شایسته است به مقایسۀ روش تفسیر ساختاری با دیگر مکاتب نقد، نظیر فرمالیسم پرداخته شود. از این رو پژوهش حاضر به مقایسه تطبیقی مبانی و شیوه عملی تفسیر ساختاری با نقد فرمالیستی پرداخته است و وجوه اشتراک و افتراق این دو را نمایانده است.