سـالمـنـدان، روایتپردازی کودکی و حـافـظـه جمعی
نویسندگان
1 گروه جامعه شناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
doi
10.22126/jap.2020.2555.1190چکیده
«روایت» و «روایتپردازی» بخشی جدا نشدنی از حیات روانی-اجتماعی انسانی است؛ تا جایی که حتی میتوان گفت چیزی به نام انسان، بدون این مؤلفه و مؤلفه همزاد آن، یعنی «زمان»، غیر قابل تعریف و تصور است. نوشتار حاضر کوششی است در جهت شناخت چگونگی ساز و کار روایتپردازی، با عنایت به مفهوم حافظه جمعی و مشخصا ابژههای خاموش تاریخی در نزد سالمندان. چنین کوششی میتواند به «فهم» چنان سازوکاری مدد رساند و در حد وسع خود، دریچه هایی رو به موضوع مورد بحث بگشاید. البته این گشایش، میتواند مستقیم یا غیر مستقیم -و به عنوان هدفی بطئی- به سمت مطالعه و یا اقدامات درمانی همدلانه بعدی با سالمندان، در ساحت خاطرهدرمانی، گشوده شود. ماهیت این نوشتار، اشاراتی تئوریک و ترکیب مفهومی آن اشارات را میطلبد و بدین لحاظ بخشی اساسی از پیکره آن برچنین مبنایی نقش خواهد بست. برای پیکربندی انضمامی داستان این نوشتار، میدان مطالعه تجربی آن، جهان روایتی سالمندان کرمانشاهی 82 تا 84 ساله دردسترس انتخاب شده است و ابژه مرکزی مورد نظر برای حافظه جمعی آنها در دوران کودکی، واقعه اسکان برخی از لهستانیها در حین حضور متفقین در کرمانشاه، یعنی زمانی که آنان بین 6 تا 8 ساله بوده اند، قرار داده شده است. پس از مصاحبه نیمه ساختاریافته با آنان، چگونگی حک عناصر آن ابژه مرکزی در «جهان ادراک» شان و جولانِ عناصر پیدا و پنهان آن ابژه مرکزی در منظومه روایتپردازیشان تدوین شده است و با تکیه بر مفاهیم تئوریک، کوششی برای بحثی انضمامی انجام پذیرفته است.