توانمندی شناختی سالمندان: نقش خودفراروی، خود شفقت ورزی و عاطفه مثبت
نویسندگان
1 دانشیار گروه مشاوره، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید باهنر کرمان، کرمان، ایران
2 گروه روانشناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید باهنر کرمان، کرمان، ایران
3 گروه روانشناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید باهنر کرمان
doi
10.22126/jap.2020.5457.1435چکیده
افزایش سن و آغاز سالمندی با تغییرات گریزناپذیر در توانمندی شناختی همراه می باشد. بنابراین با توجه به سالمندی جمعیت و اهمیت کارکردهای شناختی در این دوره سنی حساس، شناسایی عوامل مؤثر بر توانمندی شناختی سالمندان در جهت تقویت کارکردهای شناختی آنها سزاوار توجه می باشد. از این رو پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش خودفراروی، خود شفقت ورزی و عاطفه مثبت در پیش بینی توانمندی شناختی سالمندان صورت پذیرفت. روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی سالمندان (60 تا 70 سال) شهر کرمان در سال 1398 بود. نمونه پژوهش شامل 208 سالمند بود که با استفاده از روش نمونه گیری دردسترس از کانون بازنشستگان استان کرمان انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه های توانمندی شناختی نجاتی، شفقت ورزی نف و خودفراروی لوینسون و همکاران بود. داده های گردآوری شده با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد خودفراروی، خودشفقت ورزی و عاطفه مثبت با توانمندی شناختی سالمندان رابطه مثبت معناداری دارند (01/0p <). نتایج تحلیل رگرسیون نیز حاکی از آن بود که خودفراروی و عاطفه مثبت می توانند توانمندی شناختی سالمندان را پیش بینی کنند (01/0p <)، در حالیکه خود شفقت ورزی قادر به پیش بینی توانمندی شناختی سالمندان نبود. بنابراین با تکیه بر یافتههای پژوهش حاضر، به نظر می رسد بتوان با بهره گیری از فنون درمانی مبتنی بر نظریه خودفراروی و فراهم نمودن مداخلات درمانی مبتنی بر افزایش عاطفه مثبت در جهت تقویت توانمندی های شناختی و پیشگیری از نارسایی های شناختی سالمندان اقدام نمود.