بازشناخت کارکرد قرینههای مقامی در فهم حدیث از دیدگاه شیخ انصاری
نویسندگان
1 استادیار گروه فقه و مبانی حقوق دانشگاه علوم اسلامی رضوی
2 استادیار گروه فقه و مبانی حقوق دانشگاه علوم اسلامی رضوی
3 استادیار گروه فقه و مبانی حقوق دانشگاه علوم اسلامی رضوی
doi
10.22067/jquran.2021.68629.1048چکیده
قرینهها از جهات گوناگونی قابل تقسیم هستند که بنا بر یک تقسیم به دو نوع لفظی و غیر لفظی (مقامی) تقسیم میشوند. شیخ انصاری همانند دیگر فقیهان شیعه با تشکیل خانوادههای حدیثی در جایجای مباحث فقهی از قرائن مختلف برای رسیدن به مراد واقعی امام بهره میبرد. پژوهش حاضر با روش توصیفی ـ تحلیلی به بررسی چهار قرینه غیر لفظی (مقامی) پرداخته و به این نتیجه رسیده است که: اوّلاً در نظر شیخ انصاری اجماع، یکی از مهمترین قرینههای غیر لفظی است که حدیثپژوه را به فهم مراد جدی معصوم راهنمایی میکند؛ ثانیاً شیخ اعظم در مقام نظریهپردازی فهم و عمل اصحاب را جابر و کاسر نمیداند ولی در مقام عمل برای فهم و تحلیل دلالی روایات، بارها به فهم و عمل اصحاب استناد کرده است؛ ثالثاً یکی از قرینههای غیر لفظی که حدیث پژوه را به مراد جدّی و واقعی حدیث راهنمایی میکند، جایگاه علمی سائل است که شیخ انصاری هم از این قرینه در آثار فقهی خود استفاده کرده است؛ رابعاً شیخ انصاری در تراث فقهی و اصولی خود، در مواردی برخی از معانی محتمل را که مستلزم تخصیص اکثر بوده کنار نهاده است. خامساً شیخ اعظم برخی روایات را با میزان ناسازگاری با شأن و عصمتِ معصوم سنجیده و با اینکه به لحاظ سند معتبر بودهاند، ولی آنها را تأویل برده یا کنار نهاده است.