خلافت در ترازوی اندیشه و قدرت: تحلیلی انتقادی بر دوره الحاکم بأمرالله فاطمی (375-411 ه.ق)

نویسندگان
doi
10.30466/jhf.2025.56239.1041
چکیده

خلافت فاطمی که در اواخر قرن سوم هجری قمری در مغرب اسلامی بنیان نهاده شد و در میانه قرن چهارم به مصر انتقال یافت و به یکی از قدرت‌های برجسته سیاسی–مذهبی در جهان اسلام تبدیل گردید. در این میان، خلافت الحاکم بأمرالله (۳۷۵–۴۱۱ ق) به‌عنوان یکی از دوره‌های مناقشه‌برانگیز، نقشی محوری در تحولات ساختاری و مشروعیت‌زدایی از خلافت فاطمی ایفا کرده است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل انتقادی ابعاد دینی، اجتماعی و سیاسی خلافت الحاکم و بررسی پیامدهای سیاست‌های وی بر ساختار اقتدار اسماعیلی، سامان‌یافته است. مطالعه با رویکرد توصیفی–تحلیلی و بر مبنای منابع اصیل تاریخی و پژوهش‌های معاصر، تلاش دارد؛ روند تحولات خلافت الحاکم را بازسازی و ارزیابی کند. یافته‌ها نشان می‌دهد که دوران حکومت وی با نوسانات ایدئولوژیک و سیاسی قابل‌توجهی همراه بود؛ به‌گونه‌ای که سیاست‌های آغازین مبتنی بر تساهل مذهبی و حمایت از دانش، با گذر زمان به محدودسازی‌های اجتماعی، سخت‌گیری‌های اعتقادی و مدارا با جریان‌های غالی نظیر نهضت دروزیه تبدیل شد. این چرخش‌های گفتمانی، با کاهش انسجام راهبردی خلافت و تضعیف سرمایه نمادین امام–خلیفه، زمینه‌ساز انشقاق ایدئولوژیک و بحران‌های سیاسی شد. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که خلافت الحاکم بأمرالله نمونه‌ای بارز از تنش میان اقتدار کاریزماتیک و پایداری نهادی در نظام‌های خلافت شیعی قرون میانه بوده و بررسی آن می‌تواند به فهم ژرف‌تری از سازوکارهای مشروعیت، واگرایی و اقتدار مذهبی در ساختارهای خلافت روشنگر باشد.