حدیث؛ ضرورت اتخاذ رویکرد فرافقهی
نویسندگان
1 دانشیار پردیس فارابی دانشگاه تهران
doi
10.22067/naqhs.v52i1.75921چکیده
در میراث و فرهنگ اسلامی، «فقه» یکی از دل مشغولیهای مهم عالمان مسلمان در طول تاریخ بوده است. این توجه، بهگونهای است که میتواند زمینه آن را فراهم کند که از طرفی، فقهی نبودن یک مسئله قبل از هرچیز نیازمند بررسی باشد و از سوی دیگر، زمینه آن را فراهم کند که تحلیلهای مبتنی بر ماهیت فقهی را به کل مجموعه حدیث، تسری ندهیم. خاورشناسان، با تکیه به تعمیم روش کتب فقهی به حدیثی نتایج نادرستی گرفتهاند. بهعنوان نمونه شاخت صرفاً با تکیه به نمونههای فقهی، نظریه خود را به کل احادیث تعمیم داده است. این در حالی است که تفکیک فقه از غیر فقه، مانع از تعمیم اینگونه مناقشات میشود. در واقع تعمیم فقه به مطلق حدیث، مغالطهای رایج است که برای پرهیز از ورود به آن، تأسیس اصل «تمایز حدیث از فقه»، ضروری است. در این مقاله، این تمایز را در چهار حوزه «تمایز تاریخی»، «تمایز در روش»، «تمایز در رویکرد» و «تمایز در ارزشگذاری»، پی میگیریم.