بازتعریف اصطلاح «روش تفسیر»
نویسندگان
1 استادیار دانشگاه قم
2 دانشجوی دکتری دانشگاه قم
doi
10.22067/naqhs.v52i1.77691چکیده
در رایجترین تعریف ارائه شده از اصطلاح «روش تفسیر»، معنای منبع تفسیر و در سایر تعاریف به مفاهیمی چون مبانی، قواعد و گرایش تفسیری اشاره شده است. چنین تعاریفی، به دلیل عدم ترادف با روش، عدم ارائه دلیل برای بیان این تعاریف، خلط مفاهیم، محدودسازی مفهوم کلی روش تفسیر در مفاهیم جزئی و غفلت از شکل نظامند روشها، نیازمند بازتعریف است. با توجه به تعریف هریک از این مفاهیم، اصطلاح روش تفسیر، به شکلی نظامند، تمام آنهارا در بر میگیرد. یعنی هر روش تفسیری از مبانی مورد پذیرش مفسر، آغاز میگردد و بر اساس قواعد مصونیت بخش از خطای مفسر، به بهرهگیری از منابع معتبر میپردازد تا تفسیری روشمند ارائه دهد. از ابتدا تا انتهای تفسیر ارائه شده از سوی مفسر، تمایل و تخصص مفسر در برداشت وی از آیات با تاکید بر مبنا یا قاعدهای، بیش از سایر مبانی یا قواعد دیگر، به چشم میآید که گرایش تفسیری وی محسوب میگردد. هریک از این اجزا در روش تفسیر، نقشی را به عهده دارند که همچون اجزاء یک ساختار، مرتبط و هماهنگ با یکدیگر عمل مینمایند.