گونههای تأویل در تفسیر طبری
نویسندگان
1 استادیار پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
doi
10.22067/naqhs.v52i1.83951چکیده
بر اساس نظر مشهور، «تأویل» و «تفسیر» در جامع البیان فی تأویل آی القرآن طبری به یک معناستإ اما در سایه پژوهشهای اخیر پایههای این فرض فروریخته است. از نوع کاربست «تأویل» در این کتاب پیداست که طبری دامنه «تأویل» را بسی فراختر از «تفسیر» دیده است. اگر فهم در سطح تفسیر، کشف و پردهبرگرفتن از ظاهر کلام باشد اما گستره «تأویل» به طور عام و در جامع البیان به طور خاص، با «تفسیر» تفاوتی آشکار دارد؛ زیرا، فهم در سطح تأویل نیازمند بررسی و ملاحظه تمام مؤلفههای تاریخی متن، از زمان، مکان، زبان و فرهنگ زمان نزول است از سوی دیگر، از مبانی مهم تأویل در فرایند فهم متن، توجه به سطح مخاطبان است. با تحلیل روش طبری و پیگیری این ابعاد گونههایی از تأویل، مثل: «بازگرداندن معنای ظاهر به ریشههای آن»،«ترجیح معنای محتمل، به کمک دلیلی از نقل یا عقل»، «جاری ساختن پیام عام آیه در موارد مشابه در جاری زمان» در این تفسیر قابل شناسایی است. هدف این پژوهش ارائه شواهدی گویا و شفاف از هر یک از این گونههاست تا گواهی باشد بر این که طبری در تبیین مراد الهی، رویکردی تأویلی به فهم این متن مقدس داشته و درشمار معتنابهی ازآیات، به نحوآگاهانه تأویل کرده است.