فرآیندشناسی مطالعات میانرشتهای در پژوهشهای قرآنی؛ نمونه موردی: واژه «شاکله» در آیه 84 سوره اسراء
نویسندگان
1 دانشگاه امام صادق (ع)
2 دانشگاه شهید بهشتی
doi
10.22067/naqhs.v51i1.64891چکیده
امروزه پیچیدگیهای مفهومی در ارتباط با برخی مفاهیم قرآنی، افقهای نوینی در این نوع از پژوهشها فراسوی محققان گشوده است. از جمله میتوان به اقبال محققان به الگوهای روشی مطالعات میانرشتهای به صورت تخصصی در یک دهه اخیر اشاره داشت. جستار پیش رو از دو حیث روش و موضوع از اهمیت ویژهای برخوردار است؛ از جهت موضوع به واکاوی مفهومی «شاکله» پرداخته است؛ واژهای که به رغم تککاربرد بودن آن در قرآن کریم معانی مختلفی را در طول سنت تفسیری از سوی مفسران به خود اختصاص داده و همچنان به دلیل همین پیچیدگی مفهومی، ضرورت ورود به حل مسأله از منظر مطالعات میانرشتهای را موجب شده است. از جهت روش نیز با برگزیدن رویکرد تلفیقی به مطالعات میانرشتهای، سعی در تبیین بهتری در معنای «شاکله» در قرآن کریم با نگاهی فرایندمحور دارد. از میانِ دو رویکردِ کلنگر و تلفیقی به مطالعاتِ میانرشتهای، این تلفیقگراها هستند که معتقدند از طریقِ نگاهی فرآیندمحور میتوان به تلفیق دست یافت. دو مرحله اساسی در این ارتباط میتوان در نظر گرفت: ترسیم بینشهای رشتهای و تلفیقِ این بینشها. غالب نظریهپردازان فرآیندِ میانرشتهای، تمامی مراحل مورد نظرشان را ذیل این دو قسمت اساسی قرار دادهاند. با وجودی که اتفاق نظر خوبی پیرامون اصل نگاه فرآیندی در میانِ این نظریهپردازان وجود دارد، اما در تعداد مراحل اختلاف شدیدی دیده میشود. با توجه به جمعبندی زوستاک از این مراحل، پنج مرحله زیر برای فرآیند میانرشتهای پیشنهاد میشود: الف. شناسایی مسأله یا پرسش پژوهش؛ ب. شناسایی رشتهها، روشها، نظریات و پدیدههای مرتبط با پرسش، مسأله یا موضوع اصلی؛ ج. زمینهمندسازی مسأله مورد نظر در رشتههای مرتبط و ایجاد بینشهای مرتبط با مسأله؛ د. ایجاد زمینه مشترک، و هـ. ایجاد ادراکِ جامع و آزمون آن. در این مقاله تلاش شده تا حد امکان مراحل یاد شده در تبیین مقوله پیچیده «شاکله» به کار گرفته شود.