زمینههای تاریخی شکلگیری انگاره تواتر قراءات
نویسندگان
1 دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم، دانشکده تربیت مدرس قرآن مشهد
doi
10.22067/naqhs.v50i2.52877چکیده
بسیاری از دانشمندان اهل سنت، در فاصله قرون میانه تا عصر حاضر و نیز برخی از علمای شیعه در فاصله قرون میانه تا متأخر، به طرح نظریه تواتر قراءات روی آوردهاند. در حالی که چنین نظری در بین علمای متقدم شیعه و اهل سنت دیده نمیشود. این نکته، به ضمیمه مسأله تأثیر پذیری علم قراءات از سایر علوم اسلامی، به خصوص علوم حدیث، بررسی زمینههای تاریخی شکلگیری انگاره تواتر قراءات را ضروری مینماید. این پژوهش، از طریق بررسی سلسلهوار جایگاه خبر واحد و متواتر در علم کلام، اصول فقه و حدیث، و در نظر گرفتن تغییر رویکردهایی که نسبت به یقینبخشی آن دو روی داده، به این نتیجه رسیده است که در پی شهرت مسأله انحصار یقینبخشی به خبر متواتر و تضعیف جایگاه خبر واحد ابتدا در کلام و بعد از آن در اصول فقه، در قرن پنجم، تقسیم خبر به واحد و متواتر، به علوم حدیث نیز راه یافت. این مسأله، بر قراءات که یکی از شاخههای علوم اسنادی است، تأثیر گذاشت. در نتیجه شهرت مسأله انحصار یقینبخشی به خبر متواتر، قراءات میبایست برای یقینآور بودن، متواتر میبود و همین مسأله موجب اصرار علمای قراءات در قرن هفتم و بعد از آن بر تواتر قراءات شد؛ حال آنکه پیش از آن، قراءات با وجود سند غیر متواتر، با ملاک شهرت، مورد پذیرش قرار میگرفت.