تأمّلی فلسفی در چیستی و چگونگی «قواعد التفسیر»
نویسندگان
1 دانش آموخته دکتری و پژوهشگر پژوهشکده فرهنگ و معارف قرآن
doi
10.22067/naqhs.v50i2.25886چکیده
این پژوهش پاسخی است به مجموعهای از سؤالهای بیرونی در باب چیستی و چگونگی قواعد التفسیر. در بحث چیستی پس از تعریف قواعد التفسیر به «مجموعهای از بایستههای تفسیری مبتنی بر مبانی»، از موضوع آن «زبان قرآن» سخن به میان آمده و نسبت آن با تفسیر نیز «استنباطی» دانسته شده است. در باب چگونگی نیز در ریختشناسی و کالبدشناسی، قواعد التفسیر را قواعد دستوری معرفتبخش تلقّی نموده و موضوع گزارهها عناصر زبانی و محمول آنها «ضرورت» دانسته شده است. سپس با بررسی اقسام این گزارهها، در بحث سرشتشناسی، موضوع این گزارهها را مفاهیم فلسفی و محمول آنها را اعتباری با منشأ تکوینی خواندهایم. در بحث معیار اتّصاف به صدق، پس از آنکه قاعده تفسیری را در سازه معرفتی خود شرطی (نه حملی) دانستهایم، صدق آن به معنای انطباق نسبت شرطیه با نفسالأمر قاعده تلقّی شده و با ترسیم سه وضعیت متوقّع یک گزاره، حالتهای صدق و کذب آن بیان شده است.