رهیافت صوفیانه حرالّی اندلسی در نظریه فهم قرآن
نویسندگان
1 دانشگاه علامه طباطبائی
doi
10.22067/naqhs.v50i2.59007چکیده
قرآن، مهمترین منبع برای شناخت احکام و معارف اسلامی است؛ اما درباره چگونگی فهم این متن میان صاحبنظران اختلاف نظر وجود دارد. چنانکه عرفا با دیدگاهی متفاوت از سایرین، در صدد فهم آن برآمدهاند. حرالّی اندلسی ، رهیافت و نظریهاش را در تبیین آیات قرآن نه «تفسیر» و نه «تأویل»، بلکه با عنوان نظریه «فهم»، مطرح میکند که مبتنی بر ارتباط وثیق بین آیات قرآن و اسماء الهی است. وی برای فهم قرآن، قواعدی در نوع خود ویژه وضع کرد و بر این باور است که تفسیر و تأویل هر دو مانع فهم صحیح قرآن هستند. حرالی قوانین تفسیر را در مقابل فهم، به مثابه مرتبه اعیان در برابر اخبار میداند. از نگاه حرالی، مراتب نفسانی و معرفتی انسانها منطبق بر اسماء الهی بوده و بر همین اساس درجات فهم انسانها از قرآن نیز به فراخور شأن و مرتبه ایمانی و به تعبیر او سنّ قلبی ایشان متفاوت خواهد بود. به گونهای که باب فهم قرآن تنها در ازاء صیرورت به اسماء الهی به روی بندگان باز میشود. در شیوه فهم حرالی، خطابات قرآن بر اساس اسماء و صفات الهی مرتب گردیده و معانی آیات با توجه به اسماء الله تبیین میشوند. مقاله پیش رو میکوشد این رهیافت را که میتواند در ساز و کار و روش فهم مفسرین مؤثر واقع شود، تحلیل نموده و مورد بررسی قرار دهد که هم به لحاظ نظریه پردازی و هم از لحاظ کاربردی، از اهمیت بالایی برخوردار است.