بررسی آزمایشگاهی تأثیر استفاده از طوق در کاهش عمق و تأخیر در شروع آبشستگی در اطراف تکیهگاه مستطیلی پایه پل
نویسندگان
1
2
3
4
doi
چکیده
بررسی پدیده آبشستگی اطراف تکیهگاه پل به دلیل نقش حیاتی و مهم این سازه، ضروری است. استفاده از طوق اطراف تکیهگاه یکی از روشهای کنترل آبشستگی است که به دلیل سادگی اجرا و عملکرد مناسب، پژوهشها در مورد آن افزایش روزافزون یافته است. از جمله عوامل تأثیرگذار بر آبشستگی تکیهگاهها، شکل و طول تکیهگاه است. در این پژوهش دو نوع تکیهگاه کوتاه و بلند مستطیلی در شرایط جریان 0.65 و 0.85 و 0.95= U/Ucr و در حالت آبشستگی آب زلال، با مصالح بستر یکنواخت (ماسه به قطر میانگین 0.91 میلیمتر و ضریب یکنواختی 1.38) و تا زمان رسیدن به تعادل نسبی بررسی شد. نتایج برای شرایط جریان نزدیک به آستانه حرکت (0.95=U/Ucr) نشان داد که با قرارگیری طوق با طولی معادل دو برابر طول تکیهگاه کوتاه در تراز بستر، عمق و حجم حفره آبشستگی به ترتیب 46 و 37 درصد کاهش مییابد. در حالیکه در تکیهگاه بلند با حضور طوق با طولی معادل طول تکیهگاه در همان شرایط جریان، درصد کاهش عمق و حجم حفره آبشستگی به ترتیب 26 و 34 درصد مشاهده شد. همچنین شروع آبشستگی کناره تکیهگاه در همین شرایط جریان، با حضور طوق در تکیهگاه کوتاه و بلند مستطیلی، به ترتیب 5 و 4.5 ساعت بعد از شروع آزمایشها مشاهده شد.