سازوکارهای هژمونیک شدن گفتمان جهادی–تکفیری سلفیت: تحلیل نقش عاملان سیاسی در چارچوب نظریه لاکلائو و موفه
نویسندگان
1 دانشگاه گیلان
2 دانشگاه آزاد اسلامی
3
doi
10.47176/dpj.2026.1867چکیده
گفتمان جهادی–تکفیری سلفیت در دهههای اخیر، به یکی از گفتمانهای مسلط خشونتمحور در جهان اسلام بدل شده است. این گفتمان، با بهرهگیری از مفاهیم دینی، بحرانهای منطقهای، و خلأهای معنایی، توانسته است در شرایط بیثباتی سیاسی و اجتماعی، به سطحی از هژمونی برسد. پژوهش حاضر با تکیه بر نظریه گفتمان لاکلائو و موفه، به تحلیل سازوکارهای هژمونیک شدن این گفتمان از طریق نقشآفرینی عاملان سیاسی میپردازد. چارچوب نظری مقاله، بر مفاهیمی چون «هژمونی»، «دال شناور»، «زنجیره همارزی» و «سوژه گفتمانی» استوار است و امکان تحلیل چندلایهای از فرآیند تثبیت معنا را فراهم میسازد. در این راستا، نقش عاملان در چهار سطح روانشناختی، سیاسی، رسانهای و اقتصادی بررسی شده است. یافتهها نشان میدهد که ویژگیهای شخصیتی رهبران تکفیری، ضعف ساختاری دولتهای منطقه، دخالت قدرتهای فرامنطقهای، و بهرهبرداری رسانهای و تسلیحاتی، همگی در تولید سوژههای خشونتگرا و تثبیت دالهای مرکزی گفتمان تکفیری نقش داشتهاند. نتیجه پژوهش آن است که مقابله با این گفتمان، نیازمند بازآرایی مفاهیم اسلامی، تولید معناهای بدیل، و طراحی سیاستهای گفتمانمحور در حوزههای رسانه، آموزش دینی و امنیت منطقهای است.