تبلور سوررئالیسم در شعر هوشنگ ایرانی و مجموعة سریال

نویسندگان
doi
چکیده

شعر معاصر فارسی و عربی، علاوه بر مقولة تعهّد اجتماعی و تلاش برای تصویر انسان، آن­گونه که هست، گاهی می­کوشد با در پیش گرفتن نگاهی متفاوت­تر، گزارشی جدید از واقعیّت را فراروی مخاطب قرار دهد. گزارشی که هرچند ممکن است از دستاوردهای گذشته نیز بهره گیرد؛ امّا لزوماً التقاطی نیست و خود را متعهّد به خوشایندها نمی­بیند. شیوۀ «سوررئالیسم»، از جملۀ­ چنین تجربه­هاست که تقریباً همزمان به وسیلۀ­ «هوشنگ ایرانی» در حوزه­ زبان فارسی و «اورخان میسر» و «علی النّاصر» در حوزۀ­ زبان عربی، پی گرفته می­شود. بررسی اشعار این شاعران نشان می­دهد، آن­ها با استفاده از شگردها و امکانات مختلف، برآنند تا با تلفیقی از اصول سوررئالیسم غربی و تجربه­های بومی، تعریفی جدید از واقعیّت را ارائه دهند.       این نوشته بر آن است تا با استناد به آثار شاعران، چگونگی و میزان تحقّق اهدافشان را در این مسیر، نقد نماید؛ به همین علّت، می­کوشد ضمن ارائۀ توضیحی از سوررئالیسم و جنبه­های اشتراک یا اختلاف با جریان­های مطرح معاصر، به تبلور آن در شعر هوشنگ ایرانی، اورخان میسر و علی النّاصر در مجموعۀ سریال بپردازد. نتایج حاصل از این تحقیق نشان می­دهند که جریان سوررئالیسم در دو حوزۀ زبان فارسی و عربی، با وجود تلاش برخی ادیبان به دلیل ناهم­خوانی این جریان با گستره و ظرفیت فکری - فرهنگی دو جامعه، چندان مورد پذیرش واقع نشده است.