بررسی تراز پایه در ساختمانهای مختلف و عوامل موثر بر آن
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری مهندسی عمران، دانشکده مهندسی عمران و محیط زیست، دانشگاه صنعتی امیرکبیر، تهران، ایران
2 دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی عمران، دانشکده مهندسی عمران و محیط زیست، دانشگاه صنعتی امیرکبیر، تهران، ایران
3 استاد، دانشکده مهندسی عمران و محیط زیست، دانشگاه صنعتی امیرکبیر، تهران، ایران
doi
10.22065/jsce.2017.87639.1213چکیده
تراز پایه همواره از جمله پارامترهای موثر در تعیین نیروی لرزهای و طراحی مقدماتی مقاطع سازه بوده است. مطابق آیین نامه 2800 در مواردی که در محیط زیرزمین، دیوارهای بتن مسلح اجرا شده به صورت یکپارچه با سازه وجود دارد و زمین اطراف کوبیده و متراکم است، ترازپایه در بالای دیوار زیرزمین در نظر گرفته میشود. در تعیین سطح تراز پایه حرکت افقی زمین دارای اهمیت بسیاری است. معمولا حرکت افقی زمین به وسیله برش و اصطکاک بین کنارههای دیوار زیرزمین و فونداسیون و همچنین اصطکاک بین سطح زیرین دال و فونداسیونهای کم عمق با خاک، به سازه منتقل میشود. حالتهای مختلفی مانند پیهای غیر همسطح سازهها، نوع خاک اطراف ساختمان، اندرکنش خاک با سازه، نوع فونداسیون و غیره بر روی محل تراز پایه تاثیر گذار میباشند. عواملی مانند وجود بازشو در دیوار حائل زیرزمین، تعداد طبقات زیرزمین و مشخصات خاک اطراف سازه نیز در تعیین موقعیت تراز پایه نقش دارند. با وجود اینکه در آیین نامههای مختلف برای تراز پایه تعاریفی وجود دارد، تعاریف گاهی درست فهمیده نمیشوند و گاهی اوقات توسط مهندسین به غلط تفسیر میشوند. هنگامی که شرایط سایت کمی با آنچه به طور معمول وجود دارد فرق میکند، برای مثال ساختمانهایی که در شیب قرار دارند و یا سازههایی که بر روی شمع قرارگرفتهاند، اغلب برای مهندسان سوال پیش میآید که در این شرایط خاص تراز پایه در چه محلی قرار دارد. در این مقاله مطالعات انجامشده در سالهای گذشته پیرامون تراز پایه، بیان شده و مورد بررسی قرارگرفته است.