نوعشناسی تطبیقی رمان تاریخی فارسی و عربی (از سر والتر اسکات انگلیسی و جرجی زیدان تا محمّدباقرمیرزا خسروی کرمانشاهی)
نویسندگان
doi
چکیده
یکی از حوزههای پژوهشی و مطالعاتی مهم در ادبیّات تطبیقی، به بررسی سیر مکتبها، انواع و جریانهای ادبی و البتّه تبیین تفاوتها و همانندیهای سرگذشت و چگونگی ظهور و بروز و زوال این گونهها و جریانها و مکتبها در ادبیّات ملل مختلف اختصاص دارد. شعر حماسی، ادبیّات نمایشی، داستان و... در ادبیّات فارسی و عربی چه سیر و سرگذشتی داشتهاند؟ رمان تاریخی چگونه از ادبیّات اروپا به ادبیّات فارسی و عربی راه پیدا کرده است؟ و... این پرسشها جزء دغدغههای علمی مهمّی هستند که حوزة پژوهشی یادشده بدانها میپردازد. پرسش اخیر دقیقاً همان مسألهای است که این جستار که به زیرشاخه پژوهشی ادبیّات تطبیقی و ترجمهپژوهی(1) نیز نزدیک است، در پاسخ بدان سامانیافته است. پژوهش حاضر، با تکیه بر این فرضیة بنیادین که ترجمه (و بویژه آثار مترجمان نویسنده)، در انتقال «رمان تاریخی» از ادبیّات اروپا به ادبیّات عربی و فارسی نقش انکارناپذیری داشته و به پیدایش یک گونة ادبی جدید در زبان مقصد منجر شده است، به بررسی سیر این نوع ادبی از ادبیّات اروپا تا ادبیّات عربی و فارسی میپردازد و با تحلیل دو نمونة متنی فارسی و عربی، برخی تفاوتهای بنیادین گونة رمان تاریخی را در دو ادبیّات فارسی و عربی تبیین میکند و ازجمله آشکار میدارد که شمس و طغرا، شاهکار محمّدباقرمیرزا خسروی با اینکه او خود، یکی از مترجمان رمان تاریخی جرجی زیدان (که او خود بیشتر تحت تأثیر والتر اسکات انگلیسی بوده) به فارسی است، به گونة فرانسوی رمان تاریخی نزدیکتر است و نسبت به دوشیزة شامی جرجی زیدان، از بلوغ فنّی و ساختاری بیشتری برخوردار.