بررسی تطبیقی مفهوم «تلاش» در «النّجمتان» انسی الحاج و «نشانی» سهراب سپهری (براساس معناسازی تنش در نقد فرمالیستی آمریکایی
نویسندگان
doi
چکیده
در نقد فرمالیستی آمریکایی، شعر دارای وجودی عینی و قائم به ذات است و تنها خود شعر را میتوان به نحوی عینی ارزیابی کرد: یعنی در این دیدگاه نه احساسات و نگرشهای مؤلّف یا خواننده مورد بررسی قرار میگیرند و نه زمینة تاریخی یا فرهنگی اثر. فرمالیستها اثر ادبی را به عنوان پدیدهای مستقل مورد تحلیل قرار میدهند تا به ذات و معنای آن دست یابند. به اعتقاد آنان با دریافت تنشها، ابهامات، گزارههای آیرونی دار درون متن و شناخت پیوند موجود میان آنها با دیگر اجزاء شعر، میتوان به آن صبغهای منطقی و وحدتی انداموار بخشید. جستار حاضر تلاش دارد تا با رویکردی تحلیلی - توصیفی و در پرتو نقد فرمالیستی آمریکایی، به واکاوی دو چکامة «النّجمتان» انسی الحاج و «نشانی» سهراب سپهری بپردازد. نگارندگان در این پژوهش میکوشند تا با تمرکز بر تنشهای موجود میان دو اثر، نشان دهند که تنها با تکیه بر خود متن و تحلیل عناصر تنشزای آن است که میتوان به معنا آفرینی و انسجام معنایی متن پیرامون مفهوم «تلاش» دست یافت. برآیند نهایی این پژوهش، نمایانگر تجلّی ارزش شعری در برخی معانی برجستهسازی شدة آن نظیر سکوت و خروش، رکود و دگرگونی و تاریکی و نور در هر دو چکامة «النّجمتان» انسی الحاج و «نشانی» سهراب سپهری است که در تضادّی دائمی و حل ناشدنی قرار دارند و آنچه اهمّیّت دارد نیز همین تباین و تنش معنایی در جایگاه عاملی است که به اجزاء شعر، وحدتی انداموار بخشیده است.