واکاوی معنای زمستان در دو شعر(عبدالصبور و شهریار)

نویسندگان
doi
چکیده

  شعر معاصر عربی و فارسی بر آن است تا با استفاده از ظرفیت­های موجود در واژگان، تصویری روشن از دغدغه­های انسان معاصر، ارائه دهد. در این بین، شاعران به عنوان بخشی آگاه از اجتماع، ضمن وقوف بر این مهم، خود، روایتگـران قصـة حضـور انسان و کاوشگران معنا در دنیای واژگان­اند.   جستار حاضر بر آن است تا به این پرسش اساسی پاسخ گوید که با توجّه به پس­زمینه­های تاریخی و اجتماعی، واژگان چگونه می­توانند در شکل بخشیدن به فضای معنایی یک شعر، مؤثّر واقع شوند. به همین علت با انتخاب دو شعر از دو حوزة زبانی مختلف، به واکاوی معنایی مشترک پرداخته و کوشیده است تا کارکرد معنا را در «أغنیة للشتاء» صلاح عبدالصبور مصری و غزلی از محمدحسین شهریار، شاعر پارسی­گوی، بر مبنای کارکرد اجتماعی شعر، مورد بررسی قرار دهد. یافته­های این پژوهش نشان می­دهد که کارکردهای مختلف واژگانی در دو شعر، در راستای اعادة معانی مورد نظر، تأثیر گذار بوده و ضمن تأمین وجوه زیباشناسی، در عملکردهای انسانی و اجتماعی نیز توفیق داشته­اند.