خصوصی‌سازی به‌مثابه رژیم حقیقت: تفسیری از تجربۀ ایران پس از انقلاب 1357

نویسندگان

1 گروه جامعه‌شناسی، دانشکدۀ علوم اجتماعی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

2 دانشجوی دکتری جامعه شناسی، گروه جامعه‌شناسی، دانشکدۀ علوم اجتماعی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

3 گروه جامعه‌شناسی، دانشکدۀ علوم اجتماعی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران

doi
10.22059/jisr.2025.391038.1596
چکیده

این پژوهش به خصوصی‌سازی به‌مثابۀ نوعی رژیم حقیقت در ایران پس از جنگ می‌پردازد. اینکه از چه لحظه‌ای به بعد، این مفهوم اهمیت محوری پیدا کرد، از سطح نوعی راهبرد اقتصادی، به رژیم حقیقت ارتقا یافت و به منظومه‌ای از مفاهیم و مقوله‌های حول خود مشروعیت بخشید.برای بررسی این موضوع تاریخی، از رویکرد منظومه و روش دیرینه-تبارشناسانه و به‌لحاظ نظری از نظریۀ تاریخ مفهومی کوزلک و نیز ایدۀ تاریخ فضایی اِلدن بهره گرفته شد. پرسش اصلی مقاله این است که رژیم حقیقت مذکور چگونه ممکن شده و تکوین یافته است. مطالعه به‌لحاظ زمانی بر ایران پس از انقلاب 1357 متمرکز است.مطابق نتایج، تفسیر از گذشته با ورود فناوری قدرت بازار آزاد، لاجرم خصوصی‌سازی را از مقام یکی از تکنیک‌های فناوری، به سطح نوعی رژیم حقیقت ارتقا داد و ظهور دوگانه‌هایی مفهومی مانند امر دولتی-خصوصی از قبل این تفسیر، آن را مشروعیت بخشید. میانجی نهادینه‌شدن این فناوری جدید قدرت، علم یا رژیم دانش نیمه‌استعماری بود که در قالب نهادهای آموزشی و پژوهشی بر فضای سیاست‌گذاری توسعه در ایران سیطره یافت و آن را تسخیر کرد. منبع این سیطره رواج آن در کشورهای توسعه‌یافته و درحال‌توسعه و نهادهای آموزشی و پژوهشی آن‌ها و سازمان‌های جهانی بود. بحران‌های روابط بین‌الملل ایران و پررنگ‌شدن نقش الهیات سیاسی اسلامی مبتنی بر ضرورت جهادگرایی و درونی‌کردن اقتصاد و کم‌رنگ‌شدن افق جهانی‌شدن اقتصاد به‌عنوان غایت فناوری قدرت حاکم، سلطۀ این رژیم حقیقت را نه‌فقط تضعیف نکرد، بلکه با جذب‌شدن دلالت‌های مفاهیم هم‌ارز آن، یعنی مردمی‌سازی، مقاومت و جهاد اقتصادی یا مدیریتی، به تقویت آن کمک هم کرد. درنهایت آنکه سیطرۀ این رژیم حقیقت، پیامدهای گسترده‌تری در حوزۀ اجتماعی داشته است که در اهمیت خود و تنانگی در مقاومت‌ها، جنبش‌ها و حتی آموزه‌های ضد میل جهاد اکبر نیز تجلی می‌یابد.