بررسی قانون زیف در سورههای احزاب و غافر قرآن
نویسندگان
1 دانشگاه فردوسی مشهد
2 دانشگاه فردوسی مشهد
doi
10.22067/naqhs.v47i1.22837چکیده
رابطۀ میان متغیرهای بسامد و طول واژه از جمله قوانینی است که جورج کینگزلی زیف آن را کشف کرد که بر اساس آن، هرچه طول یک کلمه بیشتر باشد، بسامد کاربرد آن در متن کمتر است. در پژوهش حاضر سعی داریم تا این قانون را که تاکنون بر روی زبان عربی قرآن بررسی نشده است، با تمرکز بر روی واژگان اسمی در سورههای مدنی و مکی احزاب و غافر بررسی کنیم. نتایج حاصل نشان میدهد که استثنای قانون زیف که بر طبق آن واژگانی که کمتر از 3 واج داشته باشند، بسامدشان در متن نیز کمتر است، در سورههای احزاب و غافر صدق میکند. هر دو سوره در مورد کلمات 3، 6، 7، 9، 10، 11، 12و 13 واجی از قانون زیف تبعیت میکنند. اما این سورهها در سه مورد قانون زیف را نقض میکنند. اولین مورد نقض این قانون، در سورههای احزاب و غافر مشاهده شد که در آنها کلمات 4 واجی نسبت به کلمات 3 واجی بسامد وقوع زیادی داشتند که از دلایل آن نیز تکرار واژگان اسمی 4 واجی مانند «ایُّ»، «کُلّ» و «شَیء» در سورۀ احزاب و «ربّ» و «یوم» در سورۀ غافر است. دومین مورد نقض قانون، بسامد زیاد کلمات 5 واجی نهتنها نسبت به کلمات 4 واجی و 3 واجی بلکه در مقایسه با طول کل کلمات در سورههای احزاب و غافر است. از دلایل فراوانی زیاد کلمات 5 واجی میتوان به تکرار زیاد این کلمات (مانند لفظ جلالۀ «الله»، «رسول» و «نبیّ») و نیز آهنگین بودن قرآن اشاره کرد. سومین مورد نقض قانون زیف در سورۀ غافر در مورد کلمات 8 واجی است که این واژگان نسبت به کلمات 7 واجی بسامد بیشتری دارند که از دلایل بسامد زیاد کلماتی با طول 8 واج میتوان به تکرار اسامی واژگان «مؤمنات»، «کافرینَ» و «صادقینَ» اشاره نمود.