نقد دیدگاه مسکویه درباره شاخصه انسانیت و رابطه آن با فضیلت و سعادت بر مبنای قرآن و حدیث
نویسندگان
1 دانشگاه فردوسی مشهد
2 دانشگاه فردوسی مشهد
3 دانشگاه فردوسی مشهد
4 دانشگاه فردوسی مشهد
doi
10.22067/naqhs.v47i1.20196چکیده
مسکویه «عقل» را ذات و جوهر نفس مجرد انسان میداند و «فضیلت» را حاکمیت عقل بر قوای نفس و اعمال آن، ذکر میکند که نتیجهی آن، آزادی عقل در پرداختن به تأملات نظری است و رهآورد این تأملات که عبارت است از «حکمت»، همان «سعادت» نفس است. بنابراین سعادت، مستند به جنبه نظری عقل است، و فضیلت که حاصل شأن عملی عقل است، نقشی مقدمی برای آن دارد. اما در آیات و روایات، فضیلت و سعادت انسان از طرفی ریشه در عقل دارد و از طرف دیگر اراده و انتخابگری انسان میان فجور و تقوا، موجب تزکیه (فضیلت) و در نتیجه فلاح (سعادت) است. از این رو حوزه معنایی عقل در لغت و لسان دین، و همچنین شاخصه محوری فضیلت و سعادتِ انسان در قرآن، سؤالات کلیدی این تحقیق بودهاند که پس از تعیین «انسان به منزله عامل انتخابگر» بهعنوان آن شاخصه محوری، و بازشناسی معنای عقل و اذعان به منشأ بودن آن در فضیلت و سعادت از طریق تمییز میان حق و باطل و تدبیر و عاقبتاندیشی، به این نتیجه رسیدیم که بر خلاف رأی مسکویه، فضیلت نقش مقدمی برای سعادت ندارد بلکه ملاک فضیلت و سعادت یک چیز است و آن اتخاذ «تقوا» است.