رابطه سن و معنایابی در زندگی با اضطراب مرگ در زنان و مردان سالمند بازنشته

نویسندگان

1 استادیار گروه روانشناسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه

2 کارشناس ارشد روانشناسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه

doi
چکیده

با توجه به تنوع اضطراب‌ها به ویژه اضطراب مرگ در دوران سالمندی و رشد روزافزون جمعیت سالمندان، بررسی عوامل مربوط به سلامت روان در این دوره ضروری به نظر‌ می‌رسد. بنابراین هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه­ی معنایابیدر زندگی و سن بااضطراب مرگ در زنان و مردان سالمند است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه­ی اجرا، توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه­ی آماری پژوهش شامل تمامی بازنشستگان کانون بازنشستگان آموزش و پرورش شیراز از سال 1384 تا سال 1394 که 26000 نفر می‌باشند بود.حجم نمونه با توجه به جامعه­ی آماری و با استناد به فرمول کوکران تعداد 380 نفر تعیین شد(شامل 190 زن و 190 مرد) که از روش نمونه­گیری در دسترس استفاده گردید و از پرسشنامه‌های هدف در زندگی کرامباف و ماهولیک و اضطراب مرگ تمپلر برای سنجش متغیرها استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از شاخص­های آمار توصیفیشامل فراوانی، میانگین و انحراف معیار، و شاخص­های آمار استنباطی شامل ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون استفاده شد. نتایج حاصل از یافته‌های پژوهشی نشان داد که بین معنایابی در زندگی و افزایش سن با اضطراب مرگ در دو گروه زنان و مردان سالمند رابطه معنادار و منفی وجود دارد و معنایابی در زندگی و سن توان پیش‌بینی میزان اضطراب مرگ در زنان و مردان سالمند را دارند. در نهایت نتایج تحلیل رگرسیون همزمان نشان داد که بر اساس معنایابی در زندگی و سن می­توان 27 درصد از اضطراب مرگ در مردان و 29 درصد از اضطراب مرگ در زنان را پیش­بینی نمود بنابراین با افزایش معنایابی در زندگی و سن، اضطراب مرگ کاهش می­یابد.