خطمشیگذاری مشارکتی محیط زیست در ایران: تدوین یک الگوی پارادایمی با رویکرد نظریه دادهبنیاد
نویسندگان
1 گروه مدیریت، دانشکده مدیریت برنامه ریزی راهبردی، دانشگاه جامع امام حسین (ع)، تهران، ایران.
2 گروه رهبری مدیریت جهادی، دانشکده مدیریت برنامه ریزی راهبردی، دانشگاه جامع امام حسین (ع)، تهران، ایران.
3 گروه مدیریت، دانشکده مدیریت و برنامهریزی راهبردی، دانشگاه جامع امام حسین (ع)، تهران، ایران.
4 گروه رهبری مدیریت جهادی، دانشکده مدیریت برنامه ریزی راهبردی، دانشگاه جامع امام حسین (ع)، تهران، ایران.
doi
10.22059/jnrg.2026.408742.1081چکیده
خطمشیگذاری محیط زیست در ایران، بهرغم تأکیدهای رسمی بر مشارکت ذینفعان، همچنان در چارچوب الگوهای متمرکز و دولتمحور انجام میشود. رویکرد سنتی دولتمحور در مواجهه با مسائل چندوجهی محیط زیستی ناکارآمد جلوه میکند و مستلزم تعامل سازنده بازیگران متعدد در فرایند خطمشیگذاری است. در همین راستا این پژوهش با هدف معرفی یک الگوی خطمشیگذاری مشارکتی انجام شد. پژوهش با رویکرد کیفی و تحلیل دادهها بر اساس نظریه دادهبنیاد و از طریق کدگذاری سه مرحلهای استراوس-کوربین (1998) انجام شد. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با گروهی از خبرگان با نمونهگیری هدفمند با 17 نفر از آنان تا اشباع نظری گردآوری شد. تحلیل دادهها به استخراج ۱۴۱ مفهوم و ۲۵ مقوله اصلی انجامید که در قالب یک مدل مفهومی و پارادایمی سامان یافت. یافتهها نشان میدهد پدیده محوری مدل، فرایند تحققپذیری خطمشیگذاری مشارکتی محیط زیست در ایران است که بهمثابه محور اتصال سایر مقولات عمل میکند. این مدل چارچوبی بومی برای گذار از خطمشیگذاری دولتی به مشارکتی واقعی و پایدار و یادگیرنده را تبیین میکند و مبنایی برای بازطراحی خطمشیها منطبق با خواست همه بازیگران اصلی محیط زیستی در ایران فراهم آورد.