حجاب بهمثابۀ میدان منازعۀ معنایی: واکاوی نظام معنایی دانشجویان دختر از پوشش
نویسندگان
1 گروه آموزش علوم تربیتی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران.
2 گروه جامعهشناسی، دانشکدۀ علوم انسانی، دانشگاه هرمزگان، بندرعباس، ایران
doi
10.22059/jisr.2025.401697.1658چکیده
حجاب مسئلهای چندبعدی است. از یکسو موضوع دینی و اخلاقی و هویتی و از سوی دیگر، پدیدهای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی است. پدیدۀ پوشش و حجاب در جامعۀ ایران، در بستر تعاملات نسلی، فرهنگی و گفتمانی، از حالت سنتی خود فاصله گرفته و به میدان منازعهای معنایی بدل شده است.این پژوهش با هدف تحلیل کیفی نظام معنایی پوشش در میان دانشجویان دختر دانشگاه هرمزگان گرفت. رویکرد پژوهش کیفی و مبتنی بر تحلیل مضمون است. دادهها از طریق مصاحبههای عمیق با 30 دانشجوی کارشناسی در دانشگاه هرمزگان، با استفاده از نمونهگیری هدفمند و تا رسیدن به اشباع نظری گردآوری شدهاند.تحلیل دادهها با استفاده از الگوی پیشنهادی کینگ و هاروکس در سه مرحله و شش گام صورت گرفت. نتایج موجب استخراج یک مقولۀ هسته با عنوان «پوشش بهعنوان میدان بازآفرینی خود در مواجهه با گفتمانهای الزامآور» و هشت مقولۀ سازماندهنده شد؛ از جمله «حجاب بهعنوان بازنمایی آگاهی در تقابل با اجبار»، «بازاندیشی بدن در تقاطع الزام و اختیار»، «چانهزنی نمادین و مقاومت نرم در برابر نظم نمادین»، «بازآرایی مرزهای خود و دیگری»، «زیباییشناسی انتخاب در بستر اجبار»، «تجارب و حافظۀ زیسته در لایههای پوشش»، «کنش بازتابی در مواجهه با ساختارهای قضاوتگر» و «بازآفرینی هویت زنانه در بستر گفتمانهای متقاطع».مشارکتکنندگان پوشش را بهمثابۀ کنش انتخابمحور، رسانهای برای مذاکرۀ فرهنگی، حفاظت روانی، بازسازی هویت زنانه و پاسخ به ساختارهای قضاوتگر تجربه کردهاند. براساس یافتههای پژوهش میتوان گفت پوشش در نظام معنایی مشارکتکنندگان نه کنشی منفعل، بلکه عرصهای برای بازآفرینی خود، مقاومت، بیان زیباییشناختی و چانهزنی اجتماعی است.