واکاوی مولفههای شخصیتی الگوهای دینی در ادبیات کودک گروه سنّی «الف و ب»
نویسندگان
1 دانشیار، گروه علوم تربیتی، دانشگاه امام صادق(ع)، تهران، ایران
2 استادیار، گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشگاه امام صادق(ع)، تهران، ایران
3 کارشناسی، گروه معارف اسلامی و علوم تربیتی، دانشگاه امام صادق(ع)، تهران، ایران.
doi
10.48310/riet.2025.20124.1484چکیده
«تربیت الگویی» بهعنوان یکی از کارآمدترین روشهای تربیتی بهسبب نقشآفرینی عینی و ملموس الگوها در فرایند یادگیری، بهویژه در دوران کودکی که عمدتاً یادگیری از مسیر مشاهده و همانندسازی رخ میدهد، همواره مورد توجه پژوهشگران تربیتی قرار گرفته است. پژوهش حاضر با هدف واکاوی مولفههای شخصیتی الگوهای دینی در ادبیات کودک گروه سنّی «الف و ب» انجام شد. روش انجام پژوهش توصیفی- تحلیلی بوده و به منظور تجزیه و تحلیل دادهها از روش تحلیل مضمون استفاده گردید. جامعه پژوهش شامل کتابهای داستانی حوزه کودک در سه دسته پیامبران الهی، معصومین(ع) و فرزندان ایشان در گروههای سنّی «الف و ب» از سال 1390 تا 1402 بود. طبقهبندی یافتهها در سه مرحله پایه، سازماندهنده و فراگیر انجام شد. یافتههای پژوهش نشان داد که مولفههای شخصیتی الگوهای دینی در جامعه پژوهش شامل 10 مضمون اصلی «راهنمایی و هدایتگری»، «خداپرستی و نفی طاغوت»، «مشروعیت دینی»، «قدرتهای ماوراءبشری»، «حُسن خلق»، «مقبولیت اجتماعی»، «صبر در برابر سختیها»، «خیرخواهی»، «عدالتجویی» و «خردورزی» بوده است. در مجموع، بازنمایی اسوههای دینی از انسجام شخصیتی کافی برخوردار نبوده و تمرکز بیش از حد بر برخی ابعاد، چهرهای یکسویه و کاریکاتوری از الگوها پدید آورده است. همچنین برخی روایتها بدون در نظر گرفتن سطح درک عاطفی و شناختی کودک ارائه شده و از پیوند معناداری با دنیای واقعی او برخوردار نیستند. نتایج پژوهش بیانگر این است که بازنمایی فعال و الهامبخش از الگوها، ایجاد ارتباط معنادار میان روایتها و زندگی کودک و بهرهگیری از نمونههای معاصر میتواند به تعادل محتوایی و اثرگذاری بیشتر تربیت الگویی در ادبیات کودک منجر شود.