شناسایی متغیرهای بافت جست و جوی اطلاعات بر اساس چارچوب تعامل جست و جوی اطلاعات و بازیابی اینگورسن و یارولین به روش پدیدار شناسی

نویسندگان

1 دانشیار گروه علم اطلاعات و دانش شناسی ، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران ایران.

2 دکتری علم اطلاعات و دانش شناسی گروه علم اطلاعات و دانش شناسی. تهران. ایران.

doi
10.22091/stim.2025.11509.2172
چکیده

هدف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی متغیرهای ابعاد کاربردپذیری و کیفیت اطلاعات در بافت جست‌وجوی اطلاعات براساس چارچوب  تعامل جست‌وجوی اطلاعات و بازیابی اینگورسن و یارولین است. روش پژوهش: این پژوهش از نوع کاربردی و به روش پدیدارشناسی کلایزی (1978) در هفت مرحله انجام شده است. ابزار جمع‌آوری اطلاعات مصاحبۀ عمیق با هفت نفر از متخصصین حوزۀ بازیابی اطلاعات و دانش بود و روایی‌سنجی ابزار گردآوری اطلاعات با روایی محتوایی و پایایی براساس معیارهای لینکلن و گوبا (1988) بر مبنای قابلیت اعتبار، قابلیت اعتماد، تأیید پذیری، تأیید شد.  ابتدا، از مشارکت‌کنندگان خواسته شد تا زمان و مکان مصاحبه را به‌دلخواه خود تعیین کنند. زمان مصاحبه‌ها بین یک ساعت و نیم تا دو ساعت بود و با اجازۀ مشارکت‌کنندگان و با اطمینان از محرمانه بودن، مصاحبه‌ها ضبط و سپس در طول پژوهش از کُد مشخص به‌جای اسامی مشارکت‌کنندگان استفاده شد تا اصل رازداری در پژوهش رعایت شود. پژوهش حاضر با استفاده از  روش تجزیه‌وتحلیل اطلاعات  روش هفت مرحله‌ای کلایزی[1] انجام شده است: مرحلۀ اول، پاسخ هر مصاحبه‌شونده به‌صورت  رو نوشت در آمده و چندین بار خوانده شد تا درک کلی در مورد تجارب و اظهارنظر مشارکت‌کنندگان حاصل شود (پاسخ مصاحبه شوندگان). مرحلۀ دوم، برای هر رونوشت، جملات و اظهارات مهمی که به پدیدۀ بررسی‌شده مربوط می‌شوند، استخراج شد(کُد اولیه). مرحلۀ سوم،  معانی به‌صورت اظهارات مهم تدوین شد (مفاهیم). مرحلۀ چهارم، معانی تدوین‌شده به فهرست‌ها، خوشه‌هایی از موضوعات، و موضوعات تقسیم شدند (مقوله). مرحلۀ پنجم، یافته‌های پژوهش در یک توصیف جامع از پدیدۀپژوهش ادغام شد (مضمون). مرحلۀ ششم، ساختار اساسی پدیده توصیف شد (به‌صورت استنتاج). مرحلۀ هفتم، اعتبارسنجی  یافته‌ها با تأکید بر نتایج پیشین  به‌روش نظام‌مند انجام شد، و تجربه‌ها و نتایج به‌دست‌آمده از مصاحبه، متغیرهای شناسایی‌شده به پژوهش اضافه شده است. یافته‌ها: متغیرهای ویژگی‌های بُعد کاربردپذیری شامل استفاده از ابرموتورهای هوشمند، استفاده از هوش مصنوعی مبتنی‌بر یادگیری ماشینی، ایجاد پیوند بین نظام‌های اطلاعاتی، ایجاد نظام‌های خود تنظیم‌گرایانه، دسترسی همگانی به خدمات اطلاعاتی، سطح‌بندی و ترکیب درخواست‌های کاربر با توجه به ویژگی شناختی، تفکیک روش‌های جست‌وجوی مفهومی، تصویری، و صوتی، توجه به نکات حقوقی و امنیتی اطلاعات، و نیز متغیرهای ویژگی‌های بعد کیفیت اطلاعات شامل بازیابی در بستر هستان نگاری، ایجاد و توجه به  نظام‌های حسی- ادراکی و معنایی کاربر، استفاده از متادیتای شبکه‌ایی، توجه به ساختار ذهنی کاربر، شناسایی شدند. نتیجه‌گیری: بررسی رفتار اطلاعاتی بدون در نظرگرفتن بافت‌های بازیابی اطلاعات، کافی نیست؛.با شناسایی متغیرهای فرایند تعامل اطلاعات مبتنی‌بر شناخت بافتی با استفاده از معیارها و ویژگی‌های چارچوب نظام اطلاعات و بازیابی اینگورسن و یارولین که تعامل اطلاعات در آن رخ می‌دهد، امکان به‌دست‌آمدن نتایج بهتر در یکپارچه‌سازی جست‌وجو و بازیابیوجود دارد. شناسایی متغیرهای بُعد کاربردپذیری بافت جست‌و‌جوی اطلاعات موجب بازشناسی نیاز کاربر، دست‌یابی به رضایت‌مندی کاربر در سطح مطلوب، بازیابی کلمات کلیدی در متن، دست‌یابی به جنبه‌های شناختی کاربر، و تعیین هزینه سودمندی در عملکرد نظام‌های اطلاعاتی، افزایش میزان رضایت، کارایی در تعامل، و بهره‌وری مؤثر بین کاربر و رایانه خواهد شد. در نتیجه، توسعۀ فناوری با استفاده از متغیرهای شناسایی‌شده باعث رفع نیازها و آسان‌سازی فعالیت‌ها در عملکرد نظام‌های اطلاعاتی می‌شود. شناسایی متغیرهای بُعد کیفیت اطلاعات بافت جست‌وجوی اطلاعات، موجب شناسایی سطح شناختی کاربر شده و هرچه این شناخت بیشتر شود زمان کمتری در بازیابی اطلاعات مناسب، صرف خواهد شد و نیز، شبکه‌ایی از معانی و مفاهیم شکل می‌گیرد که به اطلاعات کاربردی و با کیفیت در نظام های اطلاعاتی تبدیل می‌شود.از طرفی، به جامعیت و مانعیت جست‌وجو در بازیابی اطلاعات منجر خواهد شد. در نتیجه، ارتقاء کیفیت اطلاعات با استفاده از متغیرهای شناسایی‌شده باعث شناخت معنایی جست‌وجوی کاربر با محتواهای موجود در نظام‌های اطلاعاتی می‌شود. بنابراین، از آنجایی که نیاز بافت  فرهنگی و شناختی کاربر بر تعامل انسان با اطلاعات تاثیر می‌گذارد، طراحی ابزارها بدون توجه به این مؤلفه‌ها ناکارآمد خواهد بود. همچنین، استفاده از متغیرهای یادشده در ارائۀ راه حل‌های متناسب و متناظر در رویارویی با پیچیدگی‌های شناختی، تعیین کننده است و به توصیف ساختارهای شناختی چارچوب تعامل جست‌وجوی  اطلاعات و بازیابی اینگورسن و یارولین منجر شده، که درنهایت  به طراحی و دسترسی اطلاعات به‌شیوۀ نظام‌مند کمک خواهد کرد.