نقش استراتژیک حسابداری محیط‌زیستی در بهبود حکمرانی پایدار منابع طبیعی: رویکرد هیبریدی مبتنی بر روش‌شناسی Q و تحلیل خوشه‌ای

نویسندگان

1 گروه حسابداری، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.

2 گروه مدیریت، دانشکده علوم‌اداری و اقتصادی، دانشگاه اراک، اراک، ایران.

3 گروه حسابداری، دانشکده علوم اقتصادی و اداری، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران.

doi
10.22059/jnrg.2025.403218.1056
چکیده

این پژوهش، انجام‌شده در سال ۱۴۰۴، نقش حسابداری محیط‌زیستی استراتژیک را در بهبود حکمرانی پایدار منابع طبیعی در ایران با تمرکز بر کیفیت حکمرانی، وابستگی به منابع طبیعی و نوآوری‌های فناوری سبز بررسی کرد. داده‌ها با استفاده از رویکرد هیبریدی روش‌شناسی  و تحلیل خوشه‌ای از ۴۵ ذی‌نفع (۱۵ فعال در بخش دولتی، ۱۵ کارشناس دانشگاهی و ۱۵ فعال در بخش خصوصی) از طریق مرتب‌سازی Q با ۵۰ گویه (آلفای کرونباخ 87/0) جمع‌آوری شدند. تحلیل کیفی تطبیقی فازی سه ترکیب علّی اصلی را شناسایی کرد:  (پوشش= 72/0، سازگاری=83/0)، ~SEA × GTI (پوشش=68/0، سازگاری=81/0) و  (پوشش= 65/0، سازگاری=80/0) که نقش میانجی کیفیت حکمرانی و کفایت نوآوری‌های فناوری سبز را تأیید کرد. تحلیل خوشه‌ای  (امتیاز سیلوئت 78/0) سه خوشه منطقه‌ای را استخراج کرد: خوشه شمالی (اندازه ۲۹، )، خوشه جنوبی (اندازه ۱۶، ) و خوشه مرکزی (اندازه ۱۵، ). آزمون و کای‌دو  تفاوت‌های معنادار بین خوشه‌ها را تأیید کردند. یافته‌ها، با همبستگی‌های بالای 70/0 و توافق ۸۵ درصد در مرتب‌سازی Q، نشان دادند حسابداری محیط‌زیستی استراتژیک با تقویت شفافیت، به‌ویژه در خوشه‌های با کیفیت حکمرانی بالا، حکمرانی پایدار منابع طبیعی را بهبود می‌دهد و نوآوری‌های فناوری سبز اثرات منفی وابستگی به منابع را تعدیل می‌کند. این نتایج سیاست‌های منطقه‌ای برای کاهش چالش‌های محیط‌زیستی ایران، مانند تغییرات اقلیمی و فرسایش منابع و دستیابی به اهداف توسعه پایدار (۷ و ۱۳) را پیشنهاد می‌دهند. محدودیت‌ها شامل وابستگی به دیدگاه‌های ذهنی و حجم نمونه محدود است، اما سه‌سویه‌سازی و اعتبارسنجی همتایان اعتبار نتایج را تقویت کردند. تحقیقات آینده می‌توانند از داده‌های طولی و فناوری‌هایی مانند بلاکچین برای نظارت پویا بر پایداری منابع استفاده کنند.