بررسی تطبیقی مبانی خاص روشهای تفسیر قرآن و انگارههای هرمنوتیستهای کلاسیک
نویسندگان
1
2
doi
10.22067/naqhs.v42i2.11814چکیده
فهم آیات قرآن مستلزم به کارگیری روشهایی است که بر پایه مبانی صحیحی بنا شده باشند. مطالعه تطبیقی یکی از پژوهشهایی است که میتواند به مفسّران در اتخاذ مبانی و روشهای بهینه تفسیری، یاری رساند. با توجه به اهمیت هرمنوتیک و وجود دغدغههای تفسیری مشترک میان مفسّران و هرمنوتیستها، در پژوهش حاضر به بررسی تطبیقی مبانی پنج روش اصلی تفسیر قرآن (قرآن به قرآن، روایی، ادبی، عقلی، باطنی) با انگارههای هفت نفر از مشهورترین هرمنوتیستهای کلاسیک (کلادنیوس، آست، ولف، شلایرماخر، بوئک، درویزن، دیلتای) پرداخته شده است. در این پژوهش نشان دادیم که علیرغم پیشفرضها و مبادی معرفتی متفاوت، شباهتهایی میان مبانی خاص هر یک از روشهای تفسیر قرآن و انگارههای هرمنوتیستهای کلاسیک وجود دارد. کلیدواژهها: قرآن، مبانی تفسیر، روشهای تفسیری، هرمنوتیک، هرمنوتیستهای کلاسیک.