ارائه چارچوب بلوغ تحول دیجیتال در صنعت بیمه ایران
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری- پردیس بین-المللی کیش، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 استادیار، گروه مدیریت بازرگانی، دانشکده مدیریت دانشگاه تهران، تهران ایران.
3 دانشیار، گروه مدیریت فناوری اطلاعات، دانشکده مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22091/stim.2024.10091.2033چکیده
هدف: با توجه به نقش و اهمیت صنعت بیمه در اقتصاد کشورها، در این مطالعه به طراحی مدل بلوغ تحول دیجیتال در صنعت بیمه ایران پرداخته شد. طراحی مدل بلوغ دیجیتال در صنعت بیمه با فراهم نمودن راهنمای جامع برای تقویت قابلیتها، هدف-گذاری و تکرار موفقیتها، نقشی حیاتی در استقرار موفقیتآمیز موضوعات کسبوکار و کاهش عدم قطعیتها در این صنعت ایفا میکند. از طرف دیگر، در سالهای اخیر تعداد تحقیقات حوزه تحول و بلوغ دیجیتال افزایش یافته است. لیکن، با توجه به نقش صنعت بیمه در توسعه یافتگی کشورها، متأسفانه در داخل کشور بویژه در صنعت بیمه، پژوهشهای اندکی در خصوص طراحی مدلهای بلوغ تحول دیجیتال در صنعت یاد شده صورت پذیریفته و لذا از این حیث نسبتاً جدید محسوب میشود.روش: تحقیق حاضر با توجه به ماهیت آن از حیث هدف، کاربردی- توسعهای محسوب میشود. در این پژوهش ابتدا مقالات مرتبط با تحول و بلوغ دیجیتال در صنعت بیمه با استفاده از رویکرد مرور نظاممند پیشینه مورد مطالعه قرار گرفتند. در ادامه مقالات منتخب، با بهکارگیری نظریه دادهبنیاد (سه مرحلهای) کدگذاری شده و پس از برچسب زدن به دادهها و کدگذاری مفاهیم، تحلیل و طبقهبندی مفاهیم انجام شد. مرور نظاممند پیشینه، روشی برای شناسایی، ارزیابی و درک همه پژوهشهای مرتبط با یک سؤال پژوهش یا پدیده مورد علاقه است و بهمنظور خلاصهسازی شواهد موجود، تشخیص شکافهای پژوهشهای فعلی و ارائه چارچوب نهایی استفاده میشود. مرور نظاممند پیشینه پژوهش حاضر از نوع مرور کیفی بود که در آن بهجای دادههای عددی که در مرور نظاممند عمومی و فراتحلیل موردبررسی قرار میگیرند، بر دادههای متنی تمرکز دارد. مطابق با مدل ولفسوینکل و همکاران (2013) ، پنج مرحله تعریف (تعریف سؤالات پژوهش، تعریف معیارهای شمول، تعیین پایگاه دادههای مناسب)، جستجو (جستجوی منابع شناسایی شده)، انتخاب (محدودسازی نمونهها)، تجزیهوتحلیل (کدگذاری باز، محوری، انتخابی) و ارائه گزارش طی شد. همچنین بهمنظور افزایش اطمینان، جستجوی پیشرونده و عقبگرد انجام شد. در جستجوی عقبگرد، مراجع مقالات بهدست آمده مورد بررسی قرار گرفتنه و در صورت تناسب و تکرار در منابع، به مقالات منتخب اضافه شدند. در جستجوی پیشرونده، منابعی که به مقالات کلیدی بهدست آمده استناد کردهبودند، مورد جستجو قرار گرفتند. جهت انتخاب مناسبترین و مهمترین مقالات، معیارهای شمول و عدم شمول براساس پژوهش عبدالمعبود و همکاران (2014) تعیین شد. با توجه به آمار موتورهای جستجوی پیشینه و تجربههای گزارش شده در مرورهای پیشین، از پایگاه دادههای مقالات معتبر نظیر: اسکوپوس، اسپرینگر و ساینسدایرکت استفاده شد. با توجه به روند انتشار مقالات، جستجوی مقالات در دوره 2019 تا 2023 انجام شد. در اولین مرحله جستجو 101 مقاله بازیابی و با استفاده از روشهای عقبگرد و پیشرونده بهترتیب 3 و 1 مقاله دیگر استخراج شدند. پس از اعمال معیارهای شمول و عدمشمول، در نهایت 29 مقاله انتخاب شدند. پس از جستجو و انتخاب مقالات منتخب، تحلیل آنها بهمنظور استخراج ابعاد بلوغ دیجیتال در صنعت بیمه انجام شد. برای این منظور از نظریه داده بنیاد که یکی از روشهای توصیه شده برای بهکارگیری در مرحله تجزیه وتحلیل است (برتلسون و فردریکسون، ۲۰۱۸) استفاده شد.یافتهها: نتایج حاصل از کدگذاری باز منجر به شناسایی 140 مفهوم، 35 مقوله فرعی، 15 مقوله اصلی و 4 بعد (توانمندسازها، زمینهسازها، بازدارندهها و دستاوردها) شد. در مرحله کدگذاری انتخابی براساس نتایج دو مرحله قبلی کدگذاری، چارچوب مدل یا ابرانگاره نهایی عرضه شد. براین اساس مدل نهایی بلوغ دیجیتال در صنعت بیمه ایران ارائه شد. پس از شناسایی عناصر مفهومی، نتایج فرآیند کدگذاریها در قالب بررسی توافق دو کدگذار بر مبنای ضریب کاپا مورد ارزیابی قرار گرفت. با توجه به این که سطح معنیداری برای ضریب کاپا کوچکتر از 05/0 بود، نتیجه گرفته شد که یافتههای کدگذاری از پایایی کافی برخوردار بوده و مدل ارائه شده بلوغ تحول دیجیتال در صنعت بیمه ایران قابل اتکا است.نتیجهگیری: بهطور کلی مدل بلوغ دیجیتال طراحی شده، تجهیز صنعت بیمه به توانمندسازهای دیجیتال از جمله: حکمرانی و رهبری، استراتژی، فرهنگ و مهارت، فناوری، نوآوری و منابع دیجیتال را شرط دستیابی به دستاورهایی نظیر: کسب و کار اکوسیستم، فرآیند، تجربه دیجیتال مشتری و تجربه دیجیتال سازمان میداند. همچنین، مدیریت سرمایه انسانی، منابع کسبوکار و اکوسیستم دیجیتال میتوانند زمینهساز تبدیل توانمندسازهای دیجیتال به دستاوردهای دیجیتال بوده و عواملی نظیر: مقاومت سازمانی و موانع تحول، به عنوان بازدارندههای تبدیل توانمندسازهای دیجیتال به دستاوردهای دیجیتال عمل کنند.