مبانی انسانشناختی تربیت زبانی در قرآن کریم
نویسندگان
1 دانشیار، گروه فلسفه تعلیم و تربیت، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری، گروه فلسفه تعلیم و تربیت، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
3 دانشیار، گروه فلسفه تعلیم و تربیت، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.
doi
10.48310/riet.2025.19821.1454چکیده
پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و با روش تحلیلی استنباطی، به تبیین مبانی انسانشناختی تربیت زبانی در قرآن کریم میپردازد. این مطالعه با تأکید بر اهمیت نگرش به انسان در سیاستگذاریهای تربیتی، استدلال میکند که علیرغم جایگاه محوری زبان در هویت انسانی و نقش آن در تعاملات اجتماعی، ساحت تربیت زبانی در اسناد بالادستی و متون آموزشی مورد غفلت واقع شده است. پژوهش حاضر با مفهومشناسی تربیت (هرگونه اقدام منجربه تأثیر مطلوب) و زبان (حیث کاربردی و هنجاری زبان) و تربیت زبانی(آموزش بکارگیری موثرترو مفیدتر زبان)، مبانی انسانشناختی قرآنی را در دو دسته عام و خاص تبیین کرده است. مبانی عام شامل: دو بعدی بودن انسان (روحانی- جسمانی)، اصالت روح، فناناپذیری، برخورداری از اراده و اختیار، داشتن فطرت الهی، کمالطلبی، و وجود قوای متعدد و درهم تنیده است. مبانی خاص مرتبط با تربیت زبانی نیز شامل بهرهمندی انسان از قوه تکلم (بیان)، بهرهمندی از قوه عقلانی (در ابعاد نظری و عملی و نقش آن در معناسازی و تکلم)، اجتماعی بودن انسان و نیاز او به زبان برای ارتباط، نیازمندی مطلق انسان (در ابعاد وجودی، معنوی، جسمانی، و ارتباطی) و مسئولیتپذیری او در قبال افعال و پیامدهای گفتار، و نهایتاً ساختارپذیری و تربیتپذیری قوای انسان و ضرورت بهرهبرداری مطلوب از همه ظرفیتها برای تکامل است. در مجموع میتوان گفت، تربیت زبانی مطلوب، بر پایه این مبانی قرآنی، تلاشی برای بکارگیری مؤثر، مؤدبانه، حکیمانه، صادقانه و دلسوزانه زبان در راستای تعالی فرد و جامعه است.