ارائه مدل استقرار زنجیره تامین سبز با تمرکز بر فناوری های نوین انقلاب صنعتی چهارم

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری، گروه مدیریت صنعتی، دانشکده مدیریت و اقتصاد،واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

2 استاد گروه ریاضی و علوم کامپیوتر، دانشکده علوم پایه، دانشگاه قم، قم، ایران

3 دانشیار گروه مدیریت‌صنعتی، واحد کرج، دانشگاه آزاد اسلامی، کرج، ایران

doi
10.22091/stim.2024.10539.2080
چکیده

هدف: چهارمین انقلاب صنعتی که صنعت ۴.۰ ، نیز نامیده می‌شود، در حال حاضر یک موضوع پژوهشی است که در حال رشد است (چن[1] و همکاران، 2014 .) فناوری‌های درگیر در صنعت ۴.۰ ، با تبدیل گردش کار آنالوگ و متمرکز به فرایندهای تولید دیجیتال و غیرمتمرکز، تغییر ساختاری درکل سیستم‌های تولید را ایجاد می‌کند. این فناوری‌های رو به پیشرفت از ظرفیت بالایی برای افزایش چشمگیر بهره‌وری تولید برخوردار هستند. به عنوان مثال طبق گزارش مک کینزی، تغییر به تولید خودکار ۴.۰ از تولید متداول می‌تواند بهره وری را ۴۵ تا ۵۵ درصد بهبود بخشد. صنعت ۴.۰ از سه روش مختلف به سود بخش تولید است: مورد اول ادغام عمودی، دوم ادغام افقی و سوم مهندسی سر به سر (لیاو[2] و همکاران، 2017). همچنین، مسئله محیط زیست و نگهداری از آن یکی از چالش‌های مهم در چند دهه اخیر بوده است. تقریباً تمام صنایع، مسئلة حفاظت و نگهداری از محیط زیست را پذیرفته اند. اغلب سازمان‌های تولیدی فعالیت خود را با هدف از بین بردن زباله های ایجادشده در فرایند تولید و دفع مواد زائد خود به‌صورتی که قابل تجزیه باشد، ادامه می‌دهند (چرافی[3] و همکاران، 2017 ). بدون شک، تاثیر سازمان‌های تولیدی بر محیط زیست، نگرانی‌های زیادی داشته که در نهایت منجر به درخواست‌ها و توجه به شیوه‌های پایدار شده تا نیازهای زیست‌محیطی، اقتصادی و اجتماعی را برآورده کنند (حسین و همکاران، 2018 ). در واقع، همه سازمان‌ها موظف هستند تا برای سازگاری عملکرد سازمان خود ازجمله عملکرد اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی، تلاش کنند (زیاد و همکاران، 2018 ). پژوهش حاضر سعی در تحلیل رابطه بین فناوری‌های نوین دیجیتال در بهبود عملکرد و یا کاهش چالش‌های پیاده سازی مدیریت زنجیره تامین سبز دارد . روش‌شناسی: مطالعه حاضر از نظر روش اجرا، ماهیت ترکیبی دارد که در آن از روش های کمّی و کیفی به‌صورت توامان استفاده شده است. به‌طوری که در آن با توزیع و گردآوری پرسش‌نامه‌ها، نسبت به بررسی و تحلیل داده‌ها برای تفسیر یافته‌های مرتبط با هر یک از سؤالات پژوهش پرداخته شد. جامعه آماری پژوهش حاضر دو  بخش است. بخش اول را خبرگان آشنا با مفاهیم زنجیره تأمین سبز، فناوری‌های نوین انقلاب صنعتی چهارم تشکیل می‌دهند. با توجه به اینکه رویکرد مدلسازی استفاده‌شده در این پژوهش با توجه به نبود نمونه موفق، از نوع تجویزی بوده، جامعه مربوط به فاز کیفی شامل خبرگان و متخصصان مرتبط با موضوع پژوهش است که ضمن مراجعه به آن‌ها در راستای عوامل استخراج شد. مشارکت‌کنندگان در فاز کیفی این پژوهش از میان اعضای هیئت‌علمی دانشگاه و خبرگان صنعت فولاد انتخاب شدند. برای رسیدن به مدل نهائی استقرار زنجیره تامین سبز با تمرکز بر فناوری های نوین انقلاب صنعتی چهارم، ابتدا با مصاحبه‌ها از خبرگان این حوزه و کدگذاری در تحلیل مضمون به‌صورت سه مرحله کدگذاری اولیه، مضمون فرعی، و مضمون اصلی، کدهای اولیه استخراج شد. سپس طی مضمون اصلی، فرایند ربط‌دهی مقوله ها با زیر مقوله هایشان و پیوند دادن مقوله ها در سطح ویژگی ها و ابعاد صورت گرفت. یافته‌ها و نتیجه‌گیری: نتایج در مضامین اصلی نشان داد که محصول مهمترین مضمون اصلی است و سپس نقش مدیریت تأمین‌کننده، بازیافت محصول، مزایای درون سازمانی، و شاخص محیطی رتبه های مهم بعدی را به دست آوردند. الگو شامل 12 مضمون اصلی منابع انسانی، عوامل اقتصادی، عوامل اجتماعی، فعالیت استراتژیک بنگاه، مزایای درون‌سازمانی، انواع فشارهای خارجی، نقش تعامل سازمانی، بازیافت محصول، نقش مدیریت تأمین‌کننده، شاخص کیفیت، شاخص تکنولوژی، و شاخص محیطی و 36 مضمون فرعی که شامل توانمندسازی و کار گروهی، توسعه منابع انسانی، مشارکت کارکنان، مدیریت منابع انسانی سبز، شاخص مالی، سرمایه‌گذاری منابع، مسئولیت اجتماعی، توسعه سرمایه انسانی، رفتار مصرف‌کننده، همکاری، ویژگی راهبرد، شاخص‌های زیست‌محیطی، سیستم ارزیابی عملکرد، همکاری، نوآوری، افزایش شهرت، بهره‌وری بهبودیافته، صرفه‌جویی در هزینه، قوانین محیطی، مسئولیت اجتماعی، نگرانی‌های زیست‌محیطی، بازارهای رقابتی جهانی، مقررات دولتی، تعاملات درون سازمانی، مشارکت بین‌سازمانی، ارتباطات بین‌سازمانی، شناسایی الگوی همکاری بین‌سازمانی، استراتژی قیمت گذاری و جمع اوری محصولات استفاده شده، مدیرت چرخه عمر، مدیریت ضایعات فلزی مبتنی بر اینترنت اشیا، زنجیره تأمین حلقه بسته، زیر ساخت بازیافت محصول، ویژگی محصولات قابل بازیافت ، پایداری، شفافیت در عملکرد، استفاده از محصولات جانبی، دید گسترده، انتخاب تامین کننده سبز بود. متغیر عوامل اقتصادی و انواع فشارهای خارجی متغیری برون زا و مستقل می باشند که فلش از انها خارج شده است و فقط بر دیگر متغیرها تاثیر می گذارند. متغیر مزایای درون‌سازمانی نیز متغیر وابسته است، در واقع متغیر مزایای درون سازمانی از دیگر متغیرها فقط تاثیر می‌پذیرد. برخی از متغیرها هم برای آن‌ها روابط میانجی پیدا کرد.