از مدرسه تا دانشگاه؛ وحدت نظام آموزش در اندیشه کانت
نویسندگان
1 دانشیار فلسفه مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی، تهران، ایران
doi
چکیده
امروزه، مباحث فلسفه آموزش به طورکلی و فلسفه دانشگاه به طورخاص عمدتاً معطوف به جزئیات نظام آموزش از قبیل اخلاق آموزش، آزادی آکادمیک، رابطه آموزش و روانشناسی رشد و مانند آن است. این وضعیت که بیتأثیر از فضای گفتمانی رایج دهههای اخیر به ویژه بیاعتباری فلسفه قارهای از یکسو و باز بودن میدان برای جامعهشناسان و روانشناسان و مدیرانِ همسو با برنامههای توسعه جهانی از سوی دیگر نیست، میتواند ما را با حقیقتهای نغزی مواجه سازد. اما نباید فراموش کرد که روزگاری گستره شمول فلسفه آموزش بسی گستردهتر از گسترهای است که اینک با آن مواجه هستیم. این نوشتار با تمرکز بر فلسفه آموزش کانت، فیلسوف آلمانی قرن هجدهم، نشان میدهد که پیش کشیدن این موضوع متضمن گسترهای پیوسته از مدرسه تا دانشگاه است. برای کانت این گستره مقتضی درکی از چیستی انسان و غایت وی، آینده، پیوستگی فرهنگی و تشکیل جامعه جدید و آرمانهای اخلاقی جهانشمول است، موضوعاتی که تعیین کننده کارکردهای آموزش و مکانیسمهای آموزشی است. کانت در دو رساله مستقل، اما سازگار با هم کوشیده است تا این کلیتِ در هم بافته را بر مبنای اصول فلسفه نقدی خود بر درکی از تاریخ و آینده انسان مبتنی سازد و پیوستگی مدرسه و دانشگاه را بهگونهای سازگار با خواست «طبیعت» در کارکردها و اهداف نشان دهد. از آنجا که برای کانت «طبیعت» واجد اراده و خواستهایی معطوف به آزادی و روشنگری است، او تلاش دارد تا در این دو اثر کارکردهای نظام آموزشی از مدرسه تا دانشگاه را متناسب با این خواستها و بر اساس ارزشهای روشنگرانه و ایدئالیستی تبیین کند، الگویی که مقتضی گامهایی تجربی است.