الگوی بومی مدیریت بحران در مراکز فرهنگی با رویکرد مدیریت دانش (مطالعۀ موردی: موزه، کتابخانه، و مرکز اسناد وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی در فلات مرکزی ایران)

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری گروه علم اطلاعات و دانششناسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد همدان، همدان، ایران

2 گروه علم اطلاعات و دانش‌شناسی، واحد همدان، دانشگاه آزاد اسلامی، همدان، ایران

3 دانشیار، گروه باستان‌شناسی، پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری، تهران، ایران

doi
10.22091/stim.2025.10233.2052
چکیده

هدف: پژوهش حاضر ارائۀ الگو مدیریت بومی برای مدیریت بحران در مراکز فرهنگی وزارت میراث‌فرهنگی، گردشگری، و صنایع‌دستی فلات مرکزی ایران براساس مدیریت دانش عینی و ضمنی مسئولین مراکز جامعۀ آماری که از آن‎ها برای حفاظت، نگهداری، و نمایش آثار در این اماکن استفاده می‌شود، می‎پردازد. روش پژوهش ترکیبی است (نظر زمینه‌ای در بخش کیفی و پیمایشی- تحلیلی در بخش کّمی).روش: جامعۀ پژوهش در بخش کیفی متخصصان مدیریت بحران و مدیران مراکز فرهنگی مورد نظر هستند. نمونه‌گیری انجام‌شده و جامعه در بخش کمّی 80 نفر از مدیران مراکز فرهنگی مورد نظر هستند. ابزار گردآوری داده‌ها، مصاحبه‌های عمیق نیمه‌ساختاریافته و پرسش‌نامه است.یافته‌ها: نتایج حاکی از آن است که در سه حوزۀ قبل، هنگام و پس از بحران، مشکلات و موانع فراوانی دربارۀ اجرای مدیریت بحران وجود دارد. بیشتر مسئولان از شرایط نامطلوب مدیریت بحران ناراضی بودند. نبود آموزش‌های لازم و مستمر دربارۀ مدیریت بحران برای مدیران و کارکنان مراکز فرهنگی، نبود پوشش بیمۀ ساختمان و مجموعه آثار مراکز، نداشتن برنامۀ کنترل بحران، نبود ارتباط مؤثر و مستمر با افراد وسازمان‌های متخصص وخدمات تخصصی آن‌ها در حوزۀ مدیریت بحران، پیش‌بینی‌نکردن بودجۀ لازم در این باره، و نداشتن دانش ومهارت کافی در این حوزه، ازجمله مشکلات و موانعی بود که پس از تجزیه و‌تحلیل دست‌آمد. یکی از مشکلات اساسی علاوه‌بر منابع مالی، انسانی، اداری، و ساختاری، نبود الگویی مناسب به‌ویژه براساس اقلیم کشور است. الگوی مدیریت بحران به‌عنوان نقشۀ راه و مشخص‌کردن مسیر راه برای برنامه‌ریزی مناسب در سه حوزۀ پیشگیری، در وضعیت بحران، و بعد از بحران بسیار مهم است. در این پژوهش پس از بررسی وضعیت تمام موارد نیاز در مراکز فلات مرکزی ایران به ارائۀ الگوی مناسب براساس اقلیم منطقه، الگویی در سه حوزۀ پیشگیری، در وضعیت بحران، و بعد از بحران پرداخته شد. موزه‌ها، کتابخانه، و مراکز اسناد نقشی حیاتی درروند توسعۀ پژوهش، حفظ، نگهداری تاریخ، و پیشینۀ هر جامعه دارند، از این‌رو باید الگوی بومی مدیریت بحران را در اساسنامۀ خود بگنجانند. اولویت اول پیشگیری از بحران‌های طبیعی، بشرساخت و فجایع صنعتی را کنترل می‌کنند تا حداقل آسیب را به‌دنبال داشته باشد و سپس مدیریت هنگام بحران و حفظ و نگهداری بنا، آثار و مدیریت پس از بحران مرمت جابه‌جایی و انبارکردن آثار و هماهنگی بین مدیریت بحران‌های درون‌سازمانی و برون‌سازمانی است.نتایج: نتایج این پژوهش ارائه الگویی برای ایجاد نظم در مدیریت بحران و رسیدن به بهترین نتیجه است، به‌ویژه زمانی که بحران دو عنصر اساسی نیروی انسانی و میراث فرهنگی را هدف قرار داده باشد.چنان که در الگوی ارائه‌شده در پژوهش نیز به ایجاد انگیزش در کارمندان برای اجرای مدیریت بحران تأکید شده است. این الگو بیانگر آن است که هر چه «بُعد فرصت‌های انگیزشی» و «بُعد قوانین و مقررات» افزایش یابد، ارائه برنامه‌های مدیریتی باید در جهتی طراحی شوند که حداقل آسیب با توانمندی‌های موجود در مجموعه‌های فرهنگی واردشده و برای زمان بحران، توانمندی‌هایی را برای عبور از بحران پیش‌بینی و از قبل ذخیره‌سازی کنند. بدون شک، پیشنهاد طرح مدیریت در شرایط بحران ناشی از انواع بلایای‌طبیعی و غیرطبیعی برای مراکز فرهنگی گامی در جهت حفاظت از این میراث ارزشمند تاریخی و فرهنگی است. پراکنده‌کاری بخش‌های مختلف یک سازمان و سازمان‌های مختلف در پی بروز بحران باعث بی‌نظمی و ناتوانی در مدیریت بحران است.در این راستا با استفاده مدیریت دانش، تجربیات داخلی و خارجی، و استانداردهای بین‌المللی و ارائه آن درقالب الگوی مدیریت بحران برای مدیران ارشد و میانی سازمان تحت پوشش آن‌ها، این امکان فراهم می‌شود تا در سیاست‌گذاری‌های کوتاه مدت، میان مدت، و بلند مدت در حوزۀ مدیریت بحران، از نتایج این پژوهش استفاده شود.بهتر است مدیران مراکز با توجه به این ‌که بالاترین مسئولیت در زمینۀ پژوهش و توسعۀ تحقیق را بر عهده دارند، اصول و الگوی بومی مدیریت بحران را در آیین‌نامۀ خود بگنجانند و به پیشگیری و کنترل بحران‌های مختلف بپردازند و انگیزۀ لازم برای اجرای آن را در میان کارمندان خود ایجاد کنند.