واکاوی وضعیت مدیریت دانش در بدنه پژوهشهای علم اطلاعات و دانششناسی: مرور نظاممند
نویسندگان
1 دانشیار، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
doi
10.22091/stim.2024.9960.2012چکیده
هدف: در این پژوهش به تحلیل پژوهشهای مدیریت دانش در حوزه علم اطلاعات و دانششناسی اعم از مقالههای علمی- پژوهشی و پایاننامهها با روش مرور نظاممند پرداخته شده است. هدف این پژوهش، شناسایی هدف و نوع پژوهش، جامعه و ابزار، الگوها و مدلهای پر استفاده و موضوعهایی بود که در پژوهشهای مدیریت دانش در کتابخانهها و مراکز اطلاعرسانی طی بیست سال اخیر در ایران استفاده شدهاند. این کار با هدف شناسایی قوتها و کاستیهای احتمالی این مطالعهها انجام شد. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نوع کمّی بوده است که با شیوه مرور نظاممند انجام شد. جامعه آماری شامل 130 مقاله پژوهشی حاصل از مطالعات کمّی و کیفی انجام شده در ایران است که در فاصله 1383-1402 در حوزه مدیریت دانش در کتابخانهها و مراکز اطلاعرسانی به زبان فارسی منتشر شدهاند (تعداد مدارک نهایی 130 مورد بود). این پژوهش با استفاده از روش مرور نظاممند پتیکرو و رابرت در 12 گام انجام شده است. یافتهها: مطابق یافتههای این مطالعه، تنوع بستر در پژوهشهای بررسی شده، زیاد است. البته این تنوع به گوناگونی کتابخانهها و مراکز اطلاعرسانی برمیگردد. نتایج این پژوهش نشان داد 9 بستر متفاوت در این مطالعهها برای پژوهش انتخاب شدهاند. حدود نیمی از پژوهشهای این حوزه در بستر کتابخانههای دانشگاهی انجام شدهاند. پس از این مراکز، کتابخانههای عمومی بستر 20 درصد این مطالعهها بودهاند و سهم سایر کتابخانهها و مراکز ناچیز است. جامعه اغلب این پژوهشها، کتابداران، مدیران، کارکنان کتابخانهها و اعضای هیأت علمی و ابزار رایج پژوهشها، پرسشنامه بوده است و این ابزار تقریباً در 90 درصد مطالعهها بهکار گرفته شده است. افزونبر این نکته، مشخص است که تعداد قابل توجهی از این پرسشنامهها توسط متخصصان و پژوهشگران طراحی و ساخته شدهاند. 11 مدل، در حدود 22 درصد از مطالعههای این حوزه مورد استفاده قرار گرفتهاند. پرتکرارترین آنها مدل هیسیگ و مدل بکوویتر و ویلیامز است. اصلیترین موضوع پژوهشهای این حوزه، کاربست، پیادهسازی و اجرای مدیریت دانش (38/25 درصد) است. همچنین بررسی ارتباط مدیریت دانش با سایر متغیرها و موضوعها (1/23 درصد) است. پس از این دو موضوع اصلی، فرهنگ سازمانی و بررسی زیرساخت (به ترتیب با 22/12 درصد و 33/9 درصد) به عنوان موضوع پرتکرار در این پژوهشها شناسایی شدند. افزونبر متغیرهایی مانند نوآوری و سرمایه اجتماعی که ارتباط آنها با مدیریت دانش با تکرار بالا بررسی شده است (به ترتیب 6 و 3 درصد)، حداقل 13 متغیر یا حوزه موضوعی دیگر نیز (مانند خلاقیت، کارآفرینی، سبکهای مدیریتی، یادگیری سازمانی، بهرهوری و غیره) در این رابطه مورد بررسی قرار گرفته که بیانگر تنوع موضوعی بالا در این موضوع است. نتیجهگیری: کتابخانههای ایران مانند سایر سازمانها از اهمیت و تأثیر استفاده و سودمندی کاربست مدیریت دانش غافل نیستند. تأکید وسیع پژوهشگران -که از اختصاص تعداد قابل توجه پژوهشها مشخص است-، نشان میدهد ارزیابی میزان آمادگی این مراکز اصلیترین دغدغه است. بهرغم گذشت بیش از سه دهه پژوهش، همچنان کتابخانهها و مراکز اطلاعرسانی در ایران تجربه اندکی در اجرا و پیادهسازی مدیریت دانش دارند و این موضوع همچنان به مرحله بلوغ در اجرا نرسیده است. پژوهشهای بررسی شده نشان از تمرکز بر آمادهسازی مقدمه مدیریت دانش دارند؛ اما بخش اصلی یعنی اجرا هنوز به واقعیت نپیوسته است. تعداد پژوهشهایی که با بررسی میزان آمادگی، شناسایی عوامل مؤثر بر مدیریت دانش و موانع آن انجام شده، به اندازهای است که بتوان گفت، زمان لازم برای اجراییسازی مدیریت دانش در این مراکز فرارسیده است. در ایران پژوهشهای مدیریت دانش در بستر کتابخانهها رو به افزایش است. این پژوهشها زمینه لازم را برای اجرای مدیریت دانش تا اندازه زیادی فراهم کردهاند و اکنون زمان اجرای آن و بهرهمندی از سودمندیهای مدیریت دانش در عمل در این سازمانها است.