ارائه چارچوبی برای شناسایی و تحلیل پیشرانهای موثر بر آینده استارتاپهای فناوری مالی
نویسندگان
1 استادیار، گروه حسابداری، واحد قم، دانشگاه آزاد اسلامی، قم، ایران
2 دانشجوی دکتری، گروه مدیریت، واحد قم، دانشگاه آزاد اسلامی، قم، ایران.
3 دانشیار گروه مدیریت صنعتی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
4 دانشیار، گروه مدیریت، دانشگاه قم، قم، ایران
doi
10.22091/stim.2023.9274.1937چکیده
هدف: فناوری مالی با استفاده از نوآوریها و فناوریهای پیشرفته، صنعت مالی و نهادهای سنّتی آن مثل بانکها و بیمهها را به کلی دگرگون کرده است. استارتاپهای فینتک در حوزههای مختلفی مثل پرداخت، وامدهی، تأمین مالی، سرمایهگذاری، ارزهای دیجیتال، رگولاتوری، بانک و بیمه فعالیت میکنند. پیشرانهای مختلفی روی آینده استارتاپهای فینتک اثر میگذارند. در این راستا، تحقیق حاضر درصدد شناسایی و تحلیل پیشرانهای آینده استارتاپهای فناوری مالی است.روش: پژوهش حاضر از نظر جهتگیری، کاربردی و از حیث روششناسی، آمیخته است. در این پژوهش از فنون کمّی و کیفی برای تحلیل دادهها استفاده شد. روش دلفی فازی برای غربال پیشرانها، دیمتل فازی به منظور ارزیابی میزان اثرگذاری پیشرانها، بهترین- بدترین فازی برای تعیین وزن پیشرانها از نظر شدت عدم قطعیت و نهایتاً روش تعاریف ریشهای برای ارائه سناریوی مطلوب پژوهش استفاده شد. جامعه نظری پژوهش، خبرگان متخصص در حوزه فینتکها و استارتاپهای فینتکی بودند و روش نمونهگیری به صورت قضاوتی انجام شد. برای جمعآوری دادهها از مرور پیشینه، مصاحبه با خبرگان و سه پرسشنامه غربال فازی، اثرسنجی و اولویتسنجی استفاده شد.یافتهها: در ابتدا 21 پیشران از طریق مرور پیشینه و مصاحبه با خبرگان استخراج شد. این پیشرانها در ادامه با بکارگیری تکنیک دلفی فازی غربال شدند. 11 پیشران دارای عدد دیفازی کمتر از 7/0 بودند و از محاسبات کنار گذاشته شدند. 10 پیشران باقیمانده از منظر دو شاخص اثرگذاری و شدت عدم قطعیت، با دو تکنیک دیمتل فازی و بهترین- بدترین فازی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. پیشرانهای میزان آشنایی نهادهای اجرایی، قانونی و نظارتی با مدلهای کسبوکار فینتکها و عملکرد رگولاتور در قانونگذاری، بیشترین خالص اثر را داشتند. همچنین دو پیشران عملکرد رگولاتور در قانونگذاری و میزان آشنایی نهادهای اجرایی، قانونی و نظارتی با مدلهای کسبوکار فینتکها به علت داشتن وزن بیشتر، از عدم قطعیت بیشتری برخوردار بودند.نتیجهگیری: با توجه به پیشرانهای عملکرد رگولاتور در قانونگذاری و میزان آشنایی نهادهای اجرایی، قانونی و نظارتی با مدلهای کسبوکار فینتکها، سناریوی مطلوب پژوهش توسعه یافت. برای توسعه سناریوی تحقیق از شش مولفه (مشتریان، بازیگران، فرایند دگرگونی، جهانبینی ذینفعان، محیط مسئله و مالک مسئله) مربوط به تکنیک تعاریف ریشهای استفاده شد.