جایگاه پسادکتری در ایران در مقایسه با سایر کشورهای منتخب
نویسندگان
1 دکتری، گروه زراعت و اصلاح نباتات، دانشگاه گیلان، رشت، ایران
2 دانشیار، گروه پژوهشی سیاست علوم و تحقیقات، مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور، تهران، ایران.
3 استادیار، گروه پژوهشی تأمین مالی و اقتصاد علم، فناوری و نوآوری، مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور، تهران، ایران
doi
10.22091/stim.2024.10309.2058چکیده
هدف: هر ساله تعداد قابل توجهی از جوانان کشور با مدرک دکتری تخصصی فارغالتحصیل میگردند که اولین دغدغه آنها بعد از فارغالتحصیلی مسأله پیدا نمودن شغل مناسب با توجه به مدرک تحصیلی میباشد. یکی از جایگاههای شغلی مورد انتظار برای این قشر از فارغالتحصیلان جذب شدن در دانشگاهها و موسسات آموزشی و پژوهشی در جایگاه هیأت علمی میباشد که این امر نیز به دلیل محدود بودن ظرفیت جذب و استخدام هیأت علمی در عمل باعث ایجاد دلنگرانی برای این گروه از محققین کشور میگردد. برگزاری دورههای پسادکتری به عنوان دورههای کوتاه مدت، هم از نظر ایجاد بستر انجام کارهای تحقیقاتی و هم از نظر افزایش شانس اشتغال در محل طی نمودن دوره پسادکتری، در بسیاری از مواقع باعث جذابیت برای بسیاری از فارغالتحصیلان مقطع دکتری میگردد. در پژوهش حاضر تلاش شده است ضمن تشریح اقدامات صورت گرفته در وزارت عتف و دانشگاهها و موسسات پژوهشی در برگزاری دورههای پسادکتری، به بررسی دیدگاهها و عملکرد برخی از کشورها در این خصوص پرداخته شود.روش: روش اجرای این تحقیق به صورت پیمایشی و براساس بررسی اسناد بالادستی کشور در حوزه علم و فناوری است. در بررسی جایگاه پسادکتری در اسناد بالادستی، چهار سند بالادستی یعنی قانون برنامه پنج ساله پنجم توسعه کشور، قانون برنامه پنج ساله ششم توسعه کشور، نقشه جامع علمی کشور و سند تحول دولت مردمی (دولت سیزدهم) و همچنین برنامههای پیشنهادی وزیر علوم، تحقیقات و فناوری مورد بررسی قرار گرفت. همچنین به منظور بررسی نتایج علمی اجرای این آییننامهها در دانشگاهها و موسسات پژوهشی کشور، با انجام طرح پایش، به گردآوری اطلاعات محققان پسادکتری شاغل در 46 دانشگاه و موسسه پژوهشی دولتی از طریق تکمیل اطلاعات محققان در سامانه، پرداخته شد.یافتهها: بررسی اسناد بالادستی نشان داد که اصطلاح پسادکتری تنها در سه بخش از این اسناد (ردیف 12 اقدام ملی از راهبرد کلان 6 نقشه جامع علمی کشور، راهبرد تحول آفرین نهم و برنامه کلان شماره 18 برنامههای پیشنهادی مقام عالی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در دولت سیزدهم) مورد اشاره مستقیم قرار گرفته است و در سایر موارد به صورت کلی و در قالب واژگانی همچون پژوهشگران مستقل، پژوهشگران، فارغالتحصیلان تحصیلات تکمیلی، نخبگان و مواردی از این دست، مورد اشاره قرار گرفته است. اقدامات وزارت عتف نیز با تدوین دو آیین نامه پذیرش پژوهشگران پسادکتری و آییننامه جذب و به کارگیری محققان پسادکتری بوده است. اما میزان استقبال برگزاری دورهها در دانشگاهها و موسسات به دلیل محدود بودن منابع مالی، چندان مناسب نبوده است؛ به نحوی که در سال 1401 تنها 879 محقق پسادکتری (516 زن و 363 مرد) در 42 دانشگاه و 4 موسسه پژوهشی دولتی جذب شدهاند. در بررسی وضعیت محققین پسادکتری به تفکیک جنسیت نیز مشخص شد که تعداد زیادی از جامعه محققین پسادکتری در سال 1401 را جامعه خانمها (58.7 درصد) به خود اختصاص داده است که در مقایسه با جامعه مردان (41.3 درصد) درصد قابل توجهی میباشد. همچنین بیشترین آمار محققین پسادکتری به ترتیب در گروههای علوم پایه (359 نفر)، فنی و مهندسی (269 نفر) و علوم انسانی (146 نفر) مشاهده گردید.نتیجهگیری: وجود نزدیک به ده هزار فارغالتحصیل مقطع دکتری تخصصی در هرسال از یکسو و همچنین وجود تعداد بسیار مناسب اعضای هیأت علمی با رتبه دانشیار و استاد، نشاندهنده وجود یک ظرفیت بسیار بالا در برگزاری دورههای پسادکتری در کشور میباشد، اما مشکلاتی همچون عدم تأمین اعتبارات لازم و یا وجود صندوقهای تأمین اعتبار برای حوزه پژوهش در سطح کشور باعث شده که این امر مورد غفلت قرار گیرد. از اینرو تأمین منابع مالی مناسب، هدفمند و برنامهریزی شده میتواند ضمن فراهمسازی بستر مناسب برای جذب فارغالتحصیلان دکتری بیشتر، موجب تقویت تولیدات علمی کشور در حوزههای تخصصی گردد.