ارزیابی ساختار تقاضای کالاهای اساسی بخش کشاورزی: با لحاظ متغیرهای دموگرافیک

نویسندگان

1 دکتری اقتصاد کشاورزی، دانشکده کشاورزی دانشگاه تربیت مدرس

2 دانشیار اقتصاد کشاورزی، دانشکده کشاورزی دانشگاه تربیت مدرس

3 دانشیار اقتصاد کشاورزی، دانشکده کشاورزی دانشگاه تربیت مدرس

4 دانشیار اقتصاد کشاورزی، دانشکده کشاورزی دانشگاه تربیت مدرس

doi
10.30495/jae.2024.29913.2320
چکیده

مقدمه و هدف: اثربخشی سیاست‌های مختلف اقتصادی همواره بستگی به شناخت کامل از ساختار تقاضا و الگوی مصرف خانوار داشته است. لذا تخمین تقاضا و برآورد کشش­های مختلف، تاثیر بسزایی بر امنیت غذایی، سلامت و رفاه مصرف‌کنندگان دارد. مواد و روش­ها: در این پژوهش به منظور تخمین سیستم تقاضا از سیستم تقاضای تقریبا ایده­آل درجه دوم با لحاظ متغیرهای دموگرافیک، استفاده شد.  بدین منظور، داده­های خام طرح هزینه و درآمد خانوار مربوط به سال­ 1399 مورد استفاده قرار گرفت. یافته­ ها: نتایج نشان می­دهد که تمامی کشش­های جبرانی و غیرجبرانی خودی تقاضای خانوارهای روستایی و شهری در سال 1399 منفی و قدر مطلق آنها کمتر از واحد هستند؛ در نتیجه همگی از کالاهای ضروری به شمار می­روند. همچنین نتیجه­ ی کشش مخارج گوشت قرمز، قند و شکر و شیر برای همه خانوارها و روغن و حبوبات برای خانوارهای روستایی بالاتر از یک و کشش مخارج سایر گروه­ها مثبت و کمتر از واحد بوده است. بحث و نتیجه­ گیری: با توجه به اهمیت گروه «گوشت»، توجه به الگوی قیمت‌گذاری این کالا در سبد مصرفی خوراکی خانوارها از اهمیت ویژه­ای برخوردار است. همچنین با توجه به  اثر درآمدی بالای این گروه، پیشنهاد می­شود با افزایش قیمت این کالاها، برای دستیابی به سطح رضایت اولیه بیشترین کمک حمایتی از این گروه خوراکی اعمال شود.  

کلیدواژه‌ها