تحلیل عوامل مؤثر بر اشتراک دانش و پیامدهای آن در «شبکه شاد» به عنوان یک جامعه همکارکرد مجازی، براساس مدل چن و هانگ: مطالعه موردی معلمان دوره ابتدایی شهر خرمآباد
نویسندگان
1 دانشیار، گروه علم اطلاعات و دانششناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه لرستان، خرمآباد، ایران
2 دانشجوی دکتری، گروه علوم تربیتی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه لرستان، خرمآباد، ایران.
3 دانشجوی دکتری، گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران
doi
10.22091/stim.2024.9726.1984چکیده
هدف: اشتراک دانش یکی از فرآیندهای مهم و خلقکننده ارزشافزوده در راهبرد سازمانی است که نقش مؤثری در تسهیل تحقق اهداف سازمان، حمایت از منافع سازمان، پایداری موفقیت سازمانی، یادگیری سازمانی، ارتقای عملکرد، مزیت رقابتی دانشمدار و در نهایت تبلیغ جامعه ایفا میکند. جامعه همکارکرد در بستر فضای مجازی در واقع یک جامعه حرفهای مجازی است که افراد با تخصص مشترک را در مکانی خاص گرد هم میآورد و موجب اشتراک دانش، ارتقای توانایی حرفهای اعضاء، کسب بینش پیشرفته و حل مسائل شغلی میشود. بر همین اساس، پژوهش حاضر درصدد تحلیل عوامل مؤثر بر اشتراک دانش و پیامدهای آن در شبکه شاد به عنوان یک جامعه همکارکرد مجازی در میان معلمان دوره ابتدایی شهر خرمآباد است. روش: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر نحوه گردآوری دادهها، توصیفی - همبستگی و از نوع معادلات ساختاری است. چارچوب مفهومی این مطالعه مبتنی بر مدل مفهومی ارائه شده در پژوهش چن و هانگ (2010) است. جامعه پژوهش شامل 2208 معلمان دوره ابتدایی شهر خرمآباد است که با استفاده از جدول کرجسی و مورگان، 327 نفر بهروش نمونهگیری تصادفی طبقاتی بهعنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. گردآوری دادهها با استفاده از پرسشنامه انجام شد. تجزیهوتحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS و SmartPLS انجام گرفت. یافتهها: تجزیهوتحلیل اطلاعات جمعیتشناختی پاسخدهندگان نشان داد که 237 نفر (48/72 درصد) از پاسخگویان را زنان و 90 نفر (52/27 درصد) از پاسخگویان را مردان تشکیل دادهاند. از نظر مدرک تحصیلی 199 نفر (86/60 درصد) دارای مدرک کارشناسی، 118 نفر (08/36 درصد) دارای مدرک کارشناسی ارشد و 7 نفر (14/2 درصد) دارای مدرک دکتری و سه نفر (92/0 درصد) دارای مدرک کاردانی هستند. تحلیل شاخصهای توصیفی متغیرهای پژوهش نشان داد که میانگین هر یک از متغیرهای قاعده عمل متقابل، اعتماد بینفردی، خودکارآمدی در اشتراک دانش، مزیت نسبی ادراک شده، رفتار اهدای دانش، رفتار گردآوری دانش، سازگاری ادراک شده، استفاده از دانش و ارتقای دانش به ترتیب عبارتند از 268/4، 882/3، 104/4، 358/4، 336/4، 900/2، 084/4، 4 و739/3 است. نتایج معادلات ساختاری پژوهش نشان داد که متغیرهای اعتماد بینفردی (129/0 B=)؛ مزیت نسبی ادراک شده (152/0B=)؛ خودکارآمدی در اشتراک دانش (190/0 B=) و قاعده عمل متقابل (251/0 B=) تأثیر معناداری بر رفتار اهدای دانش معلمان دارد. همچنین متغیر مزیت نسبی ادراک شده (449/0 B=) تأثیر معناداری بر رفتار گردآوری دانش دارد. رفتار اهدای دانش معلمان به استفاده از دانش منتج شده است (423/0 B=). همچنین سه متغیر رفتار گردآوری دانش (197/0 B=)؛ استفاده از دانش (363/0 B=) و رفتار اهدای دانش (411/0 B=) تأثیر معناداری بر متغیر تبلیغ جامعه دارند. نتیجهگیری: با توجه به نقش مهم معلمان ابتدایی در تربیت دانشآموزان، ضروری است که برنامهریزی لازم برای استفاده بهینه از دانش تخصصی و تجربیات آنها بهعنوان مؤثرترین رکن نظام آموزش و پرورش صورت گیرد. همچنین پیشنهاد میشود ضرورت اشتراک دانش برای معلمان تشریح شود. با این کار به تدریج، فرهنگ تبادل دانش در میان معلمان ترویج مییابد. به این معنا که معلمان اشتراک و گردآوری دانش را به صورت ارزش میببینند و نسبت به آن تعهد پیدا میکنند. در این صورت براساس انگیزه درونی اقدام به تبادل کرده و تبادل دانش را وسیلهای برای پیشرفت خود انجام میدهند. در نتیجه، معلمان بهطور مدام درصدد رفع خطاها، موانع و افزایش بهرهوری شغلی خود خواهند بود. همچنین میتوان از معلمان خبره و متخصص درخواست کرد که براساس تحولات محیط آموزشی و نیازهای روز، محتوای موردنیاز را تهیه کرده و در بستر شبکه شاد به اشتراک بگذارند. این امر سبب تسهیل دادوستد دانش میان معلمان شده و میتواند به بهبود مستمر دانش تولید شده کمک کند. همچنین معلمان جوان و کم تجربهتر میتوانند از دانش انباشته معلم باتجربه، بدون محدودیت زمانی و مکانی بهرهمند شوند. در چنین شرایطی شبکه شاد بهعنوان سامانه مدیریت دانش یا مخزن دانشی آموزشوپروش عمل خواهد کرد.