شناسایی سطوح تجاریسازی دانش در نظام آموزش عالی ایران و اعتباریابی آن
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه مدیریت آموزش عالی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
2 دانشیار، گروه علوم تربیتی، دانشگاه پیامنور، تهران، ایران.
3 استادیار، گروه مدیریت آموزشی و آموزش عالی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
doi
10.22091/stim.2023.9918.2008چکیده
هدف: هدف پژوهش حاضر شناسایی و اولویتبندی سطوح تجاریسازی دانش در نظام آموزشعالی ایران و اعتباریابی آن میباشد. روش: روش پژوهش آمیخته اکتشافی است. برای جمعآوری اطلاعات پس از مطالعات کتابخانهای و شناسایی گروه خبرگان، با استفاده از ابزار مصاحبه نیمهساختاریافته و با روش نمونهگیری گلولهبرفی، با 16 نفر مصاحبه شده و اشباع نظری حاصل گردید. پس از پیادهسازی مصاحبهها، با کمک روش تحلیل مضمون، مصادیق شناسایی و سطحبندی شدند. سپس مصادیق شناسایی شده در جامعه تحقیق که اساتید دانشگاه آزاد اسلامی شهر تهران بودند، اولویتبندی و اعتباریابی گردید. روایی و پایایی بخش کیفی با روش تثلیث و شاخص بازآزمون، و در بخش کمّی، با تأیید پرسشنامه توسط متخصصین امر، آلفای کرنباخ و بارعاملیها تأیید شدند. یافتهها: یافتهها در دو بخش کیفی و کمّی حاصل گردید، در بخش کیفی، شناسایی سطوح تجاری سازی دانش در نظام آموزش عالی کشور، با مصاحبه از گروه خبرگان حاصل گردید، سپس اطلاعات گردآوری شده با کمک تحلیل مضمون در قالب 6 مضمون فراگیر (عوامل محیطی، ساختار سازمانی، ویژگیهای خالقین ذهنی، ویژگیهای دانش خلق شده، ویژگیهای مصرفکنندگان دانش و نوع دانش)، 25 مضمون سازماندهنده و 87 مضمون پایه انجام شد، سپس در گام کمی، دادهها با کمک پرسشنامه از جامعه تحقیق (اساتید دانشگاه آزاد اسلامی شهر تهران) اخذ و با کمک بارعاملیها، دادهها، اولویتبندی گردید، بر اساس بار عاملیهای احصاء شده مضمون ویژگیهای ذهنی خالقین دانش با ضریب 939% و مضمون دانش تخصصی با ضریب 949% در اولویت نخست سطوح مضامین فراگیر و سازماندهنده قرار گرفتند. نتیجهگیری: نتایج پژوهش بیانگر شناسایی سطوح تجاریسازی در نظام آموزشعالی ایران میباشند. بار عاملیهای احصاء شده، ضمن تأکید بر ضرورت توجه به تمامی سطوح، ترتیب اولویتبندیهای برآمده از آن، ضرورت توجه به میزان سهم هر یک از مصادیق را در متغیر مورد مطالعه، با توجه به محدودیت منابع و مدیریت صحیح آن نشان میدهد.