مدیریت اطلاعات در بررسی نقش تورم و نرخ ارز در سرمایهگذاری مستقیم خارجی طی دوره (1402-1382)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه اقتصاد، واحد قشم، دانشگاه آزاد اسلامی، قشم، ایران
2 دانشیار، گروه اقتصاد کشاورزی، دانشکده اقتصاد، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
3 دانشیار، گروه اقتصاد، دانشکده مدیریت و اقتصاد، دانشگاه هرمزگان، بندرعباس، ایران.
4 استادیار، گروه اقتصاد، دانشکده علوم انسانی، واحد بندرعباس، دانشگاه آزاد اسلامی، بندرعباس، ایران.
doi
10.22091/stim.2024.11438.2168چکیده
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر تورم و نوسانات نرخ ارز بر جذب سرمایهگذاری مستقیم خارجی (FDI) در ایران و با استفاده از رویکرد مدلسازی کاپولا انجام شده است. این مطالعه به دنبال ارائهی دیدگاه جدیدی از ارتباط پیچیده و غیرخطی میان این متغیرهای اقتصادی و سرمایهگذاری خارجی در ایران است. روش: این پژوهش با استفاده از دادههای مربوط به سرمایهگذاری مستقیم خارجی، نرخ تورم، و نرخ ارز در بازه زمانی ۱۳۸۲ تا ۱۴۰۲ صورت گرفته است. دادهها از منابع معتبر داخلی و بینالمللی گردآوری شده و سپس با بهرهگیری از روش کاپولا که امکان مدلسازی وابستگیهای پیچیده بین متغیرها را فراهم میکند، مورد تحلیل قرار گرفتهاند. در این راستا، از ۲۵ نوع تابع کاپولا، شامل توابع کلایتون و جو- فرانک چرخشی برای تحلیل وابستگی بین تورم، نرخ ارز، و سرمایهگذاری مستقیم خارجی استفاده شده است. پارامترهای این توابع با روشهای بیزی و شبیهسازی زنجیره مارکوف مونت کارلو (MCMC) تخمین و ارزیابی شدند. یافتهها: یافتههای این پژوهش نشان میدهد که ارتباط میان تورم و نرخ ارز با جذب سرمایهگذاری مستقیم خارجی به صورت نامتقارن و غیرخطی بوده و افزایش تورم با کاهش معنادار در سرمایهگذاری خارجی همراه است. همچنین، نوسانات نرخ ارز بهعنوان یک عامل ریسک اقتصادی بر تصمیمگیری سرمایهگذاران خارجی اثر منفی داشته و باعث کاهش تمایل آنها به سرمایهگذاری در ایران شده است. نتایج مدلسازی کاپولا نشان داد که تابع کلایتون به بهترین شکل رابطه میان تورم و جذب سرمایهگذاری مستقیم خارجی را مدلسازی میکند، در حالی که تابع جو-فرانک چرخشی برای تحلیل رابطه میان نرخ ارز و سرمایهگذاری مستقیم خارجی مناسبتر است. معیارهای ارزیابی شامل حداکثر راستنمایی، معیار اطلاعاتی آکاییک (AIC)، و حداقل مجذورات خطا (RMSE) نشاندهندهی دقت این توابع در مدلسازی دادههای مورد بررسی است. نتیجهگیری: نتایج نشان میدهد که تورم و نرخ ارز بهطور قابل توجهی بر جذب سرمایهگذاری مستقیم خارجی در ایران تأثیر منفی دارند. تورم بالا به عنوان عاملی بیثباتکننده، از جذابیت سرمایهگذاری میکاهد و نوسانات نرخ ارزبه عنوان یک ریسک اقتصادی جدی، مانعی برای ورود سرمایهگذاران خارجی محسوب میشود. تحلیل کاپولا نیز وابستگیهای نامتقارن و پیچیده میان این متغیرها را برجسته میسازد. در نتیجه، سیاستگذاران اقتصادی ایران میتوانند با مدیریت مؤثرتر نرخ تورم و تثبیت نرخ ارز، بستر مناسبتری برای جذب سرمایهگذاریهای خارجی فراهم آورند. پیشنهاد میشود در مطالعات آینده، دورههای زمانی کوتاهتری در کنار عوامل بیشتری مانند نرخ بهره و ثبات سیاسی مورد بررسی قرار گیرند تا دیدگاه دقیقتری از تأثیر این عوامل بر جذب سرمایهگذاری خارجی حاصل شود.